☁️
ینیفر (یِنا)... از طرف اژدها انتخاب شد تا مادر جوجهش باشه👀
شاهکارهای اروپایی، منابع اقتباس مشابهی داره و برای همین بعد یه مدتی قابل پیشبینی یا اقلا نوستالژی میشه...
🌳 #نقد #ویچر #ینیفر #دنریس #مادر_اژدها
☁️
اگر مردم انجیل، تورات، تلمود، مکاشفات یوحنا و دیگر موارد دینی این چنینی رو بخونن متوجه میشن تمام آثار شاهکار سینما چقدر از دین قدرت گرفتن و برای تولید محتوا این همه از دین فرار نمیکنن...
🌳 #دلی
☁️
🩸فرق ویچر داستان ما (گرالت) با بقیه ویچرها چیه؟
⚔️ویچرها باید هیولاها رو بکشن، در چیزهای کثیف برن، با موجودات ترسناک بجنگن پس احساسات اونها به کل نابود میشه، زخمهاشون زود خوب میشه که بتونن بجنگن...
⚪️شالوده ی داستان گرالت که نقش دومه اینه که احساسات اون به کلی حذف نشده و زخمهاش هم به راحتی ختب نمیشن‼️
🌳 #نقد #ویچر
☁️
⚔️شخصیت مکمل گرالت، ینیفر هست. دختری که گرالت عاشقشه و چالش چیه؟
🔮ینیفر برای جادوگر شدن بهای مهمی پرداخت کرد و اون از دست دادن قابلیت مادر شدنش هست و میخواد حالا که جادوگر شده با طلسم ها قابلیتش رو برگردونه، ایضا یک انسان مذکر جادوگر هم عاشقشه (مثلث عشقی میشه)
❤️🔥و حالا این میشه قضیهی عشقی ای که مثل یک محور کل داستان جاری میشه...
🌳 #نقد #ویچر #ینیفر
☁️
👀نویسنده از داستان پری دریایی هم استفاده کرد...
به این صورت که یک دوک به گرالت ماموریت داد تا با زبان پری دریاییها باهاشون صحبت کنه و پری رو براش خواستگاری کنه و در صورت بله گرفتن بعش پول بده😁
دوک از پری دریایی خواست باهم پیش جادوگری برن و دم پری بشه پا...
پری دریایی از پا بدش میاومد و از دوک خواست جای پا دم داشته باشه و آبزی شه (چون پری دریایی قصد داشت مادر شه)
خب مسلما هردو کوتاه نیومدن و داستان سر نگرفت🥲
🌳 #تیکه_کتاب #ویچر #نویسندگی
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
☁️ 👀نویسنده از داستان پری دریایی هم استفاده کرد... به این صورت که یک دوک به گرالت ماموریت داد تا ب
حالا همسفر ویچر که یه ترانهسرا و شاعر بود که به گفتهی خودش آوازه ش گوش جهان رو کر میکرد و یه قرون پول هم نداشت. به ویچر گفت:
من داستان اینها رو نوشتم به این صورت که پری دریایی خودش رو فدای دوک میکنه و در عوض پا، صداش رو از دست میده🐚
و اینطوری نویسنده از داستان آریل هم بهره گرفت، همینقدر مستقیم...
🌳 #تیکه_کتاب #نویسندگی #ویچر
☁️
اولین داستان از مجموعه کتابهای ویچر در قالب خیالپردازی اثر آنجی سپکوفسکی نویسنده لهستانی است. این کتاب نخستین مرتبه در در سال ۱۹۹۳ در لهستان به چاپ رسید و نخستین ترجمه انگلیسی آن هم در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسید.
🌳 #نقد #ویچر #آخرین_آرزو
نام سری: ویچر
نام کتاب: آخرین آرزو (کتاب اول)
نویسنده: آنرره ساپکوفسکی (آنجی سپکوفسکی)
ناشر و نویسنده: متعدد
انجمن صوتی کردن: ماهآوا
🍊 5.7/10
🛡داستان گسستهست و چند داستان مجزاست...
🛡داستان سراسر هیولا، ساحره، کاهنه، جادو و... .
🛡 قهرمان و فرد عاقل داستان گرالت ویچره که ابدا دینی نداره و به دلایلی که میگم نه اون با معابد خوبه و نه معابد با اون...
🛡ویچر همسفری، دخترباز، خواننده، ترانهسرا و نوازنده داره که کلا با قوای جنسیش شعر میگه به قول گرالت ویچر...
🛡شما متوجه میشید مردم امنیتشون رو به ویچرها مدیونن و بعد از کاهش قابل توجه هیولاها به ویچرها پشت میکنن...
🛡الفها و دورفها هم هستن که نه قدسی هستن و نه شیطانی...
🛡مردم همیشه هیولایی تر هستن تا هیولاهایی که ویچر میخواد بکشه اونها رو
🛡ترجمهی ویچر سانسورهای فوقالعاده زیاد و سنگینی داره و خوندنش خیلی نزدیک به مورد اصلی نیست (دارم میخونم ترجمه رو آخه)
🛡در قهرمان شما یک ویچر و یک ساحره هست
🛡شخصیت قهرمان مونث (یِنا یا همون یِنفری) فردی خونریزه و عادت به درآوردن چشمها داره، روابط زیادی با مردها داره، سنش زیاده ولی با جادو بسیار زیبا و بی نقصه...
🛡خوندن آخرین آرزو ابدا جذاب نیست...
🛡بی ارزشه ولی باید بگم تو هر بند داستان، شیش نفر دارن تف میکنن 😑
🛡شما با شاهزاده خانمی که حاصل زنای خواهر و برادره آشنا میشید که هیولایی شده (چون تو خسوف زاییدنش، نامشروعه و در سردابی رشد کرده)
🛡گرالت ویچر حتی یک سانت از ارزشهاش کوتاه نمیاد...
☁️
گرالت ویچر:
⚔️ اسبی مادیانی داره که باهاش حرف میزنه با رفتارهایی که داره
⚔️ ویچرها خالی از احساسات و غرور هستن که گرالت نیست و همین اون رو توو بند ینفری میندازه
⚔️ ویچرها زود خوب میشن ولی گرالت داره کم کم از پا درمیاد...
⚔️ گرالت کاملا در بند ینفری هست و حاضره حتی ینفری طلسمش کنه چوت عاشقشه...
⚔️ گرالت فقط یک دوست داره که گفتم و یه کاهنه هم درمانش میکنه...
⚔️ گرالت معتقده احساساتی نداره و هرآنچه هست غرور بیش از حدش هست...
🌳 #نقد #ویچر #آخرین_آرزو