بآغِ پُࢪتِقآل🍊
☁️ 👀نویسنده از داستان پری دریایی هم استفاده کرد... به این صورت که یک دوک به گرالت ماموریت داد تا ب
حالا همسفر ویچر که یه ترانهسرا و شاعر بود که به گفتهی خودش آوازه ش گوش جهان رو کر میکرد و یه قرون پول هم نداشت. به ویچر گفت:
من داستان اینها رو نوشتم به این صورت که پری دریایی خودش رو فدای دوک میکنه و در عوض پا، صداش رو از دست میده🐚
و اینطوری نویسنده از داستان آریل هم بهره گرفت، همینقدر مستقیم...
🌳 #تیکه_کتاب #نویسندگی #ویچر
☁️
اولین داستان از مجموعه کتابهای ویچر در قالب خیالپردازی اثر آنجی سپکوفسکی نویسنده لهستانی است. این کتاب نخستین مرتبه در در سال ۱۹۹۳ در لهستان به چاپ رسید و نخستین ترجمه انگلیسی آن هم در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسید.
🌳 #نقد #ویچر #آخرین_آرزو
نام سری: ویچر
نام کتاب: آخرین آرزو (کتاب اول)
نویسنده: آنرره ساپکوفسکی (آنجی سپکوفسکی)
ناشر و نویسنده: متعدد
انجمن صوتی کردن: ماهآوا
🍊 5.7/10
🛡داستان گسستهست و چند داستان مجزاست...
🛡داستان سراسر هیولا، ساحره، کاهنه، جادو و... .
🛡 قهرمان و فرد عاقل داستان گرالت ویچره که ابدا دینی نداره و به دلایلی که میگم نه اون با معابد خوبه و نه معابد با اون...
🛡ویچر همسفری، دخترباز، خواننده، ترانهسرا و نوازنده داره که کلا با قوای جنسیش شعر میگه به قول گرالت ویچر...
🛡شما متوجه میشید مردم امنیتشون رو به ویچرها مدیونن و بعد از کاهش قابل توجه هیولاها به ویچرها پشت میکنن...
🛡الفها و دورفها هم هستن که نه قدسی هستن و نه شیطانی...
🛡مردم همیشه هیولایی تر هستن تا هیولاهایی که ویچر میخواد بکشه اونها رو
🛡ترجمهی ویچر سانسورهای فوقالعاده زیاد و سنگینی داره و خوندنش خیلی نزدیک به مورد اصلی نیست (دارم میخونم ترجمه رو آخه)
🛡در قهرمان شما یک ویچر و یک ساحره هست
🛡شخصیت قهرمان مونث (یِنا یا همون یِنفری) فردی خونریزه و عادت به درآوردن چشمها داره، روابط زیادی با مردها داره، سنش زیاده ولی با جادو بسیار زیبا و بی نقصه...
🛡خوندن آخرین آرزو ابدا جذاب نیست...
🛡بی ارزشه ولی باید بگم تو هر بند داستان، شیش نفر دارن تف میکنن 😑
🛡شما با شاهزاده خانمی که حاصل زنای خواهر و برادره آشنا میشید که هیولایی شده (چون تو خسوف زاییدنش، نامشروعه و در سردابی رشد کرده)
🛡گرالت ویچر حتی یک سانت از ارزشهاش کوتاه نمیاد...
☁️
گرالت ویچر:
⚔️ اسبی مادیانی داره که باهاش حرف میزنه با رفتارهایی که داره
⚔️ ویچرها خالی از احساسات و غرور هستن که گرالت نیست و همین اون رو توو بند ینفری میندازه
⚔️ ویچرها زود خوب میشن ولی گرالت داره کم کم از پا درمیاد...
⚔️ گرالت کاملا در بند ینفری هست و حاضره حتی ینفری طلسمش کنه چوت عاشقشه...
⚔️ گرالت فقط یک دوست داره که گفتم و یه کاهنه هم درمانش میکنه...
⚔️ گرالت معتقده احساساتی نداره و هرآنچه هست غرور بیش از حدش هست...
🌳 #نقد #ویچر #آخرین_آرزو
☁️
⚔️چون گرالت کاملا بی دینه...
🔮چون بزرگان مذهبی ویچرها رو شیطانی میدونن چون جهش یافتهن...
👀چون قهرمان داستان ویچره و مذهبیها آدم بده...
🩸پس... ویچر کاملا اثری اومانیست خواهد بود ‼️
🌳 #نقد #ویچر #آخرین_آرزو
☁️
تمام مشکلات موجود در کتاب توسط طلسمهای جادوگران و ویچرها رفع میشه و بارها بی کفایتی نظامیها، مذهبیها و آدم معمولیها رو میبینید‼️
🌳 #نقد #ویچر #آخرین_آرزو
☁️
و اما ینفری...
❤️🔥 ینفری با جادو تمام مشکلات و عیوب چهره ش ازبین رفته و نه گذر زمان و نه چیزی خرابش نمیکنه...
🔮 ینفری در ازای قدرت فوقالعادهش در جادو، توان مادر شدنش رو از دست داده...
❤️🔥 ینفری خودش دو مرد دوست داره و ضمن این چون ساحره ست روابط کمی نداره...
🔮 ینفری قبلا هفت کوتوله رو گول زد که به جای کار تو معدن، راهزنی کنن...
❤️🔥 ینفری رو طلسم کردن و مجسمهی کریستالی شد...
🔮 ینفری با شاهزادهای که اون رو از طلسم کرد، ازدواج کرد. در انتهای ازدواج پدر پسر رو کشت، پسر شاه شد و با کودتایی سرنگون شد...
❤️🔥 ینفری پس از کودتا مجدد جدا میشه و به راهزنی ادامه میده...
🔮 ینفری اکس گرالت حساب میشه👀
❤️🔥 گرالت دنبال بودن مجدد با ینفری عه...
🔮 حالا تو هم کتاب آخرین آرزو بهش ماموریت میدن ینفری رو بکشه اونم بهش میگه از این شهر برو...
❤️🔥 ینفری بوی یاس و انگور فرنگی میده همش...
🌳 #نقد #ویچر #آخرین_آرزو