eitaa logo
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
308 دنبال‌کننده
879 عکس
48 ویدیو
2 فایل
🍊یکی بود یکی نبود، یه کدویی بود که یه باغ پرتقال داشت:)🤍✨️ اینجا دقیق کتاب می‌خونیم و عمیق نقد می‌کنیم🌳
مشاهده در ایتا
دانلود
☁️ ⚔️خون الف‌ها اوج سری ویچره‌... جایی که سینترا، سرزمین سیریلا در اشغاله...🗡 منجی‌ای هم هست که در زمستون، در شعله‌ها و نورهای سفید و رزهای سفید میاد بیرون.... و ملکه‌ای سفیده✨️ رز سفید نماد الف‌هاست... 🌳
☁️ معرفی نویسنده‌ی ویچر⚔️ ✈️ پ.ن: تو کار فروش چرم بود... 🌳
☁️ جلد۳ واقعا تیکه‌های خیلی فاخری نداره...🥲 فقط بحث منجی و این داستاناست... ⭕️حتی معلوم نیست منجی مال کدوم قومه و ضد کدوم... باید بگم این الف‌ها اینجا خیلی ستم‌کش و ضعیف و یه کم متفکر ترن... دورف‌هاش ولی خشنن واقعا⚔️ 🌳
☁️ به نظر نقدش باحال باشه... ببینیم دورهم که تنوعی بشه؟ 🌳 @Pumpkin_dev
☁️ دخترایی که میخوان ساحره شن، اصولا بچه‌های نامشروع هستن و ۸۰٪ بحثشون خوابیدن با کسی عه😑 🌳
☁️ سه جلده دارم میخونم هیچ حرکتی از جانب خدا نبود... فقط ساحره و مخلوق و توانایی همین مخلوقات 🥲 🌳
☁️ ... سیری دیگر نمی‌رنجید، جادو آرامش‌بخش بود:)!!! 🌳
☁️ خون الف‌ها، جلد سوم حماسه‌ی ویچر و شروع داستان اصلی تمام شد... - ساعت ۹ و نیم شب ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ 🌳
☁️ ویچرها قبل از جنگ روان‌گردان مصرف می‌کنند‌ و همین موجب میشود با تمام قوا بجنگن... 🌳
☁️ اگه داستان‌های جنوبی‌طور صمیمی (با لحن آبنبات‌های شیرین ولی بدون طنز) دوست دارید، جناب احسانو داستاناش هست، میتونین گوش بدین: ✈️ https://castbox.fm/va/3980827 🌳
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
نام سری: ویچر نام کتاب: آخرین آرزو (کتاب اول) نویسنده: آنرره ساپکوفسکی (آنجی سپکوفسکی) ناشر و نویسند
نام سری: حماسه‌ی ویچر نام کتاب: شمشیر سرنوشت نام نویسنده: آنجی (آندره) سپکوفسکی مترجم و نشر: متعدد 🍊 4.5/10 ⚔️ این کتاب اولین کتابی هست که به تحریر در اومده... ⚔️ برخلاف جلد قبل که شش داستان گسسته بود این یک داستان پیوسته است... ⚔️ اینجا شما روابط بین گرالت و ینیفر رو متوجه میشید... ⚔️ دن‌دلاین اینجا تغییری نسبت به جلد قبل نداشته... ⚔️ ویچر به سرزمین مادریش برمیگرده، مادرش ایسِنا رو می‌بینه که یه ساحره ست‌‌‌... ⚔️ شما دیدگاه ویچر به سرنوشت رو متوجه میشید... ⚔️ ویچر قبول می‌کنه پدرخوانده‌ی سیری بشه... ⚔️ ویچر قبول نمی‌کنه طبق رسوم ویچر بعدی رو از سرزمین مادریش ببره... ⚔️ شما پروسه‌ی ویچر شدن رو میفهمید... ⚔️ کمی از احساسات ینیفر اینجا گفته میشه‌‌.... ⚔️ اما هنوز، به اون محور اصلی داستان؛ درد داستان؛ نرسیدیم‼️ 🌳
☁️ بی طرف که باشی کسی برات مجسمه نمیسازه، فقط کمکت می کنه که زنده بمونی...🍂 🌳