eitaa logo
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
303 دنبال‌کننده
872 عکس
45 ویدیو
2 فایل
🍊یکی بود یکی نبود، یه کدویی بود که یه باغ پرتقال داشت:)🤍✨️ اینجا دقیق کتاب می‌خونیم و عمیق نقد می‌کنیم🌳
مشاهده در ایتا
دانلود
☁️ کتاب خانم دالووی تمام شد... جالب نبود - ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه ی عصر دی ماه ۱۴۰۴
☁️ سری خدمتکار تمام شد. - ساعت ۹ و ۲۶ دقیقه‌ی ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴
☁️ کتاب بیمار خاموش تمام شد. عجب کتابی✨️🤍 - ساعت ۱۲ و ۴۵ دقیقه ی ظهر دی ماه ۱۴۰۴
☁️ کتاب بخش دی تمام شد... کتاب سرگرم کننده‌ای بود💫 - ساعت ۶ و ۲۷ دقیقه ی ۲۱ دی ماه ۱۴۰۴
☁️ مادربزرگم کتاب می‌خواند: روزی همه‌جا وفور نعمت می‌شود، رودخانه‌ها پر از آب، جنگل‌ها پر از حیوان و درخت‌ها پر از میوه؛ اما انسان‌ها نمی‌توانند از آن استفاده کنند... - صداهایی از چرنوبیل 🌳
☁️ کتاب صداهای چرنوبیل تمام شد، من ماندم و یک قلب شکسته... - ساعت ۷ و ۵۰ دقیقه ی ۲۱ دی ماه ۱۴۰۴
☁️ از جنگ متنفر بودم اما روحیه‌ی جنگی را دوست داشتم... از شمشیر متنفر بودم اما عاشق سامورایی ها بودم... - کتاب کفش‌باز 🌳
☁️ کتاب کفش‌باز تمام شد... و همون پیام همیشگی✨️💫 - ساعت ۱۰ و ۴۵ دقیقه‌ی صبح ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴
☁️ کتاب ناریا، یک کپی از کتاب‌های فلسفی داستانی (چه تفکر و چه داستان) و خب رها شد... - ساعت ۱۱ و ۱۳ دقیقه ی صبح ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴
☁️ مجموع تمام همایش‌ها و چنل‌های فروش زرد و فاخر میشه کتاب "شیوه‌ی گرگ" و تمام‼️🐺⚔️🛡
☁️ ارتش ناپلئون بناپارت هرجا را فتح می‌کرد سریع قوانین حقوق بشر را ابلاغ و جاری میساخت (‼️) - کتاب خسته‌کننده‌ی دزیره 😩 🌳
☁️ دزیره تموم شد... چقدر خسته کننده بود.‌.. - احتمالا ساعت ۶ و ۱۵ دقیقه‌ی عصر ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴