eitaa logo
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
308 دنبال‌کننده
879 عکس
49 ویدیو
2 فایل
🍊یکی بود یکی نبود، یه کدویی بود که یه باغ پرتقال داشت:)🤍✨️ اینجا دقیق کتاب می‌خونیم و عمیق نقد می‌کنیم🌳
مشاهده در ایتا
دانلود
🍊 - در کل دنیا بهای عزت خیلی پایین اومده، چون جنسی ئه که خیلی سودآور نیست‌... 🌳
☁️ تا طلوع یک لقمه کتاب غیر ویچری بخونیم... تر و تازه شیم...
☁️ خلاصه‌ی کتاب پیرمرد و دریا🌊🐚 🌳
☁️ یادباد آن روزگاران، یاد باد... 🌳
☁️ سانتیاگو (پیرمرد): - میدانم، تو مرا ترک نکرده ای، چرا که در ترک من تردید داشتی... 🌳
☁️ صبح شد، خیر باشد... (بقیه‌ی پیرمرد و دریا باشه برای بعد)...
☁️ جایزه بگیر، سیری رو میگیره، گردنش قلاده میزنه و به جای کشتنش ترجیح میده ببرتش جایی باهاش پول دربیاره... ⁉️ اما کجا؟ جایی که حیوانات رو باهم جنگ میدادن تا مردم بخندن و یا آدم‌ها باهم بجنگن و مردم نگاه کنن تا یکی بمیره و در کل از این مبارزه‌ها لذت ببرن (دیدن به فیلم اکشن واقعی) ⁉️ در چه حالی سیری رو بردن؟ سیری رو قبلا کاملا لخت کردن و چک کردن طلسمی نداشته باشه، لباس‌های خوبش رو برداشتن و زیورآلاتش رو (که همه دزدی بود) و مجبورش کردن دراگ کنه و نئشه وارد شه... ⁉️ مکان کجاست؟ جایی که قبلا عبادتگاه بود و الان شده جایی برای این کار... ⁉️ مته رو خشخاش میذارم؟ نه سخت نمی‌گیرم چون سپکوفسکی دفعه‌ی اولش نیست... 🌳
☁️ نواختن حق: اسم‌ها سخته واقعا‌...
☁️ یه صحبت بکنیم درباره ی خاص بودن سیری... ✅️ ببینین لارا، یک الف با اوج قدرت جادو بود که ساحره‌ها با جفت‌گیری های خاص و حساب شده به دستش آوردن... ⭕️ لارا میره با یک انسان دختردار میشه و ملکه سرئوم نگهش میداره و اون دختر میشه یک پرنسس و به نیلف‌گارد میره و ملکه‌ش میشه (که فالکا بهش حمله می‌کنه) ❌️ از روابط بی حد و حصر فالکا یک دختر نامشروع تولید میشه که اون میشه مادربزرگِ مادربزرگِ سیری... و حالا سیری... 🌳
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
☁️ یه صحبت بکنیم درباره ی خاص بودن سیری... ✅️ ببینین لارا، یک الف با اوج قدرت جادو بود که ساحره‌ها
☁️ سیری از ناحیه‌ی پدری ژن لارا رو داره (ژنی که تا حالا به کسی نرسیده بود) و از سمت مادرش (پائوتا دختر کلانته) نفرت فالکا رو داره❌️ به علاوه از ناحیه پدری نیمه‌الف و نیمه انسان هست‌‌... این فرد منجی خواهد بود‼️ 🌳
☁️ اینجا کتابخانه ی نوشهره🌆 🎡بیشتر از اون که کتابخانه زیبا و دوست داشتنی باشه، همسایگی‌ش با پارک کودکانه... 🎠و من بارها میبینم بچه‌ها بعد پارک میان کتابخونه یا مادرشون اونا رو میارن اینجا هم بازی کنن...