eitaa logo
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
307 دنبال‌کننده
880 عکس
49 ویدیو
2 فایل
🍊یکی بود یکی نبود، یه کدویی بود که یه باغ پرتقال داشت:)🤍✨️ اینجا دقیق کتاب می‌خونیم و عمیق نقد می‌کنیم🌳
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕 🏆قهرمان از همون آدم‌های بی‌آزار خواهد بود اما چطور... اینجا میتونین از راه خودتون برین جلو‌ اما... اما از نظر من قهرمان اینجا یک فرد نیست، یک جامعه ست که کنار هم جمع میشن، هر فرماندهی در برابر یک خدا میتونه مصون باشه و ارتشش هم همینطور و برای افزایش ارتش باید قدرت درونی فرمانده هم بیشتر بشه و این قدرت درونی برای شما که نویسنده‌ای ایرانی هستید از جایگاهی قدسی میاد... ✨️جایگاه قدسی کجاست؟ یک درخت خاص مثل درخت طوبی، یک کوه مثل کوه سینا یا کوه عقیق که اونجا انرژی های خدایی بیشتر خواهند بود و فرمانده قدر ظرفیت خودش میتونه انرژی جمع کنه چیزی که در جبهه ی مقابلش نیست و همه از خودشون باید انرژی رو استخراج کنند... 🗽سلاح ها چی هستن؟ سلاح‌ها محدودیتی ندارد... 🌳
🌕 🫧⛲️قهرمان‌ها چون فرد نیستن و هرکدوم میتونن نقاط خاکستری داشته باشن (اما مسلما باید از مردم عادی بهتر باشن) 🫧⛲️گناه کبیره ی شما زیاده خواهی خدایان خواهد بود در برابر خدای واحد اما نیاز نیست خیلی روی مناسک فشار بیارید، توسل و توکل بسیار مهمه اینجا‌، تعریف تکیه‌گاه... 🫧⛲️توجه کنین طبق ريشه‌ی ایده، همه خدمتکاران و ارتش کوچکی دارن در حد خونه و اطراف خودشون اما تعدادشون متعادله (نبود افراط و تفریط) 🫧⛲️فرماندهان دو ویژگی دارن، یک اینکه خودشون رو خدا نمیدونن و دو اینکه فداکارن... 🫧⛲️در زمینه ی بستر زمانی، آینده و گذشته بودن، با خودتونه‌‌... 🫧⛲️هیولاها رو از همه جا میتونین بردارین ولی هیولا بده دیگه، همه میدونیم‌‌... 🫧⛲️از ویژگی‌های قدسی بودن سپاه حق، بروز اتفاقاتی تلویحی مثل پرندگان سنگ به منقار، فیل‌های قدرتمتد و... خواهید داشت که جدای خواست و توان یک فرمانده ناگهان از غیب کمک میرسید (و این وعده‌ی پروردگار به حقه) 🌳
🌕 خب چطور بود؟👀✨️ 🌳 @Pumpkin_dev
🌕 پادشاه عاشق ملکه بود و ملکه نیز به او عشق می‌ورزید... چیزی به آنقدر دلپذیر معلوم است، غم‌انگیز تمام میشود... 🌳
🌕 بچه‌ها شمام با محفل، با اسما، گریه کردین؟...
🌕 سیری چشم در مقابل چشم؟ نه، هردو چشم در برابر چشم... دندون در برابر دوندون؟ نه همه‌ی دندون‌ها در برابر یه دندون... ✈️ پ.ن: =))))))) 🌳
🌕 سیری: - میدونی شر از چی میترسه؟ از درد، از ضعف از چیزی که او رو به درد بندازه، ... [سیری خطابه ای بلند میره که یه چیزی تاریک از تر شر می‌تونه ترس از شر باشه] و اون موقع‌ست که شر به زانو میافته و عذرخواهی میکنه... 🌳
🌕 ⭕️ ینیفر کجاست؟ 🔮ینیفر اون موقعی که سیری توسط پرتال برج پرستو پرتاب شد تو صحرا، مثل گرالت داغون و زخمی بود... 🪆بعدا یه ساحره میاد اون رو تبدیل به یه آدمک از جنس سنگ یشم می‌کنه و میندازه گردنش که نکشنش... 🪄و بعدا در انجمن جادوگران دوباره عضوش میکنه (اونا میخوان سیری رو بگیرن ولی ینیفر نمی‌خواد) 🧿حالا ینیفر داره تلاش می‌کنه ضمن عضویت در انجمن سیری رو نجات بده... 🌳
🌕 🏹از اون‌ور گرالت و دوستانش در راه رسیدن به سیری و نجاتش هستن که کسی ردشون رو میزنه و براشون آدم‌کشِ جایزه‌بگیر میفرسته... 🗜گرالت فکر می‌کنه این کار یک ساحر/ساحره ست و کسی جز ینیفر توانایی این کار رو نداره... ⛓️جلوتر میفهمه کار یه الف بوده و اون الف گردنبند ویچریش رو ازش میگیره (قدرتش توی اون مداله)... 🛡⚖️حالا گرالت که شوالیه‌ی ریویا شده (چون به ملکه‌ش کمک کرده) ولی از شوالیه بودن گریخته و بدون مدال ویچریش در راه یافتن سیری هست... 🌳
🌕 جلد۶ ویچر، برج پرستوها تمام شد... - ساعت ۹ و ۳۱ دقیقه‌ی شب ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ 🌳
🌕 داشتم تو باسلام و دیجی می‌گشتم دیدمش...✨️ 🎡بچه‌ها جون، کنکوری فرهنگیان میشناسین، براش بفرستین، خیلی موقعیت خوبیه برای خرید یه کتاب نو... https://basalam.com/foad_novin/product/13148292
🌕 باسلام، عکس اول، شما عاشق عروسک میشید...