عُشّآق
ابی عبدالله کنار ِپیکر علیاکبر که بود ، عباشو کنارش پهن کرد ، تیکه های ارباًاربا علیاکبرو گذاشت دا
آمدممرتبتکنمازمرتبترنشدی
مثلگُــلهـایتـركخـوردهیکـاشیشـدهام
بـعدتـوپیـرکـهنـه،مـنمتـلاشیشـدهام
اَکبــــرم,ع..(:💔