آشنایی با تو یک اتفاق بود .
دوست داشتنِ تو یک انتخاب بود .
و امّا عاشقِ تو بودن ، خارج از کنترل من بود .
چال روی ِگونه ات آخر مرا دق میدهد ؛
خواهشاً دولت تمام چالههارا پـر کند : )
𝗢𝘃𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗶𝗻𝗸 | اورثینک
«🤍🫂»
مثل ِشربتهای ِتلخ ِکودکی هایم شدی ؛
ناگوارایی ، ولی من را مداوا میکنی🪴.