eitaa logo
عیون.
814 دنبال‌کننده
391 عکس
30 ویدیو
1 فایل
چشم‌ها، بیشتر از حَنجره‌‌ها می‌فهمند. - همه‌ی مکتوباتِ عُیون، تراوشاتِ "دل" است. اینجا من می‌نویسم و او می‌خواند. - و من؟ زنده به آغوش‌های کوتاه!
مشاهده در ایتا
دانلود
و عزیز من؛ فهمیدم که دلتنگی پیراهنی نیست که توانِ از تن درآوردن و تعویض یا دور انداختنش رو داشته باشم. پوستِ تنِ آدمی‌زاده ..
مشغولِ شعر خوندن بودم که رسیدم به این بیت از مولانا که «اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟» و فکر کردم موقعِ نوشتنِ این بخش از دیوانِ شمس، چه قاب و تصویری از محبوبِ مولانا جلوی چشم‌هاش بوده؟
و عیدتون حسابی مبارک، چون که فرشته‌ها مشغولِ خوش‌آمد گویی به مصداقِ بارزِ "مبدّل السّیِئات بالحَسنات"، ملقب به کشتیِ نجاتن.🤍
امروزم با تزریقِ صدای چاووشی شروع میشه و خواب، با تکون دادنِ سرم به نشونۀ تأیید، موقعِ گذر کردن از «این روزا حس می‌کنم که ریه‌هام، شیشه‌ی خالیِ عطرای توئه.» از سرم می‌پره. بخون چاووشی، بخون ..
او؟ امنیت بود میانِ یک جهان ناامنی.
توی گویشِ جنوبی یه کلمه داریم به اسمِ «یِلا» که توی مواقعِ مختلف، معانی متفاوتی هم داره و امروز بهم یادآوری کرد که به تمامِ دوست نداشتنی‌های عمیقِ زندگیم، به تمامِ مشکلاتِ ریز و درشت و از همه مهم‌تر به یه سری از آدم‌های پرادعا باید بگم «یِلا». یه چیزی تو مایه‌های «برو بابا کی تو رو حساب می‌کنه آخه؟»💆🏻‍♀
ء.
کنجِ همیشگی/ دائمی/ مداوم.
اینکه از دوست‌هام عکسِ ملیحی از هر چیزی با لطافتِ بسیار دریافت می‌کنم با این کپشن که «وایبِ تو رو میده» عمیقاً خوشحال کننده‌ست. اینکه یک نفر با آرشیو و سیوهای پینترستش منو یاد کنه، شدیداً خوشحال کننده‌ست. اینکه پیامی با این مضمون که «بازم برام بنویس» روی صفحۀ گوشیم جا خوش کنه، یک عالمه ذوق به همراه داره و هزار و یک فعلِ صمیمانه و آرومِ دیگه که همون‌قدر که از چهارچوبِ توضیح با کلمات خارج‌ان، همون‌قدر هم برچسبِ لبخند به لبِ آدمی‌زاد می‌چسبونن.