خنده هایم را نبین ، اصلا خبر داری که من
بر خلاف چهره ام ، دارم چه دردی می کشم ؟!
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد بجانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از دهن برآید
بنمای رو که خلقی واله شوندوحیران بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
از حیرت دهانش آمد بتنگ جانم خودکام تنگدستان کی زان دهن برآید
بر بوی آنک در باغ یابد جلا ز رویت آید نسیم و هر دم گرد چمن برآید
گویند ذکر خیرش درخیل عشق بازان
هرجا که نام حافظ از انجمن برآید
گاهی اوقات میخوام با مردم جوری رفتار کنم که باهام رفتار میکنن
اما قلبم اونجوری ساخته نشده )