تو میتونی مدام آستین بلندبپوشی و بهم بگی گربه های تو پارک چنگت زدن ولی من میفهمم.
چرا شاد بودن انقدر سخت بود و غمگین بودن انقدر راحت؟ با هرچیز کوچکی غمگین بودیم و با بزرگترین چیزها هم شاد نمیشدیم.
این مرگ نیست که انسان باید از آن بترسد ، بلکه ترس واقعی از هرگز زندگی نکردن است.
«تمام رنج من از این است که میخواهم هرکسی مرا آنطور دوست بدارد، که من او را دوست دارم.»
زندگی به من آموخت که همیشه منتظر
حملهٔ احتمالی کسی باشم که به او خوبی
فراوان کردهام.
-ویلیام فاکنر