چراهیچیمثلِقبلنیست؟
نهچهارشنبهسوری ، نهعید ، نهیلدا.
چهارشنبهسوریخبریازترقه ُفشفشهجلوی ِخونهی ِمادربزرگنیستچوندیگهواسهاینچیزابزرگشدی:((
عیددیگهمثلِقبلشادنیست.
خیلیابینموننیستنکهبایدمیبودن:((
یلداهمنهخبریازکرسیهست ، نهمادربزرگپدربزرگِمهربون.
همهدرگیرِکارای ِخودشونن:))
دلم یکیو میخواد که درکم کنه،حرفامو بفهمه،وقتی بغض میکنم و نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم بغلم کنه،وقتی نیاز دارم حرف بزنم باشه و با خیال راحت باهاش حرف بزنم...
ولیغمی که اینآهنگِ شهرامشبپره داشت:
وایکه چهحالی دارم؛
هوایدیار ُدارم:)
تواین دیارِغربت،
فقطخدارو دارم:))
هیچوقت اینصحنه تکرارینمیشه که؛
پانتهآپناهیها توفیلمِ جادهخاکی که باآهنگِ شهرامشبپره و ابی میرقصید ُگریهمیکرد ُمیخوند:
کدومخزونِخوشآواز؛
توروصداکرد،ایعاشق؟!
کهپرکشیدیبیپروا
بهجستجویِشقایق؟
کنارِماباشکهمحزون؛
درانتظارِبهاریم:))
کنارِماباش؛کهباهم
خورشید ُبیرونبیاریم:)