توی یه باغ پر از گلای خوش رنگ، یه نسیم ملایم میوزه که حس خوبی و دوستی رو میاره، هر گل یه داستانی داره و هر رنگش خوشحالی زندگی رو نشون میده. وسط این همه زیبایی، یه پیام هست: حتی وقتی همه چیز تاریکه، همیشه یه نور هست که ما رو به سمت امید میبره
حس تنهایی دلم رو فشار میده؛ قلبم مثل گلی بیاحساس، خالی و دردمند شده، هر بار که میتپه، یاد نبودن عشق رو به یادم میاره، اما جالبه که روح و روانم توی یه آرامش عجیب هستن..؛
دلم میخواد توی یه جا بمونم که هیچ صدایی نیاد، هیچکس دور و برم نباشه و فقط سکوت باشه. میخوام از همهچیز دور بشم، از فکرهایی که مثل سایههای سیاه پشت سرم دنبالم میکنن. دلم میخواد توی یه اتاق تاریک بشینم، جایی که تنها نورش، شادیهای گذشتهام رو به یادم نیاره. دلم میخواد ذهنم خالی بشه، بیفکری، بینگرانی. فقط یه نفس عمیق بکشم و بگم، اینجا هیچکس نیست، هیچ دردی نیست؛ فقط من و سکوت، و شاید آرامشی که سالها دنبالش بودم..؛
৲فیلوفوبیا ✧⋆₊
اونایی که با وُیس جوابت رو میدن🛐
اون یه نفر که کلا دنبالِ توجه هستش ُ همش پز میده با وجود اینکه چیزی هم نیست🚮
تو گر گناہِ من شوی، توبه نمیکنم ز تو
جامِ لبت بنوشم و باز گناہ میکنم..؛
-مولانا