در خلوتِ خیال، شاعری سرگردانم، با قلمی که واژهها را به رقص درمیآورد و دلی که در جستجوی زیباییهای پنهان است
مسافری در جادهی کلمات، با کولهباری از احساس و اندیشه،هر سطر، پلی به سوی دنیایی نو..
اونجا که عراقی میگه :
خوشا آن دل، که دلدارش تو گردی
خوشا جانی، که جانانش تو باشی
خوشی و خرمی و کامرانی
کسی دارد که خواهانش تو باشی
با هر دم، واژهای نو میآفرینم و با هر بازدم، روحی تازه میبخشَم. من، نقاشِ لحظهها با قلمِ شعرم، و هر واژه، رنگی بر بومِ هستی. در این تابلو، نه فقط زیباییها، بلکه زخمها و امیدها نیز نقش بستهاند، من روایتگرِ درونم، و آینهی تمامنمای روحِ انسانم، اینجا، جاییست که سکوت به شعر بدل میشود و شعر، به زندگی..؛
924.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در این دنیای پرهیاهو، گاهی نیاز داریم به گوشهای دنج پناه ببریم و در سکوت، به صدای قلبمان گوش فرا دهیم. من در این خلوت، با واژهها همنشین شدهام، با کلماتی که همچون پرندگان، از اعماق روحم به پرواز درمیآیند و در آسمانِ خیال، به رقص درمیآیند. هر واژه، داستانی دارد، قصهای از عشق، امید، اندوه و آرزو. من، این قصهها را با قلمم به تصویر میکشم، با رنگهایی از جنس احساس و با خطوطی از جنس نور..؛