بیا به خوابم امشب، ای نازنینم
که در بیداریام جز غم، تو را هرگز نبینم
در آن رویای شیرین، تو را در بر بگیرم
به جای اشک حسرت، زِ شوق و شادی بمیرم
لبت را، ای گلِ سرخِ بهاری، بوسه باران
کنم با جان و دل، با عشقِ بی حد، بی کران
شاید در خواب بوسم، آن لبهای چو قندت
که مرهم باشد این بوسه، بر این دلِ دردمندت
بیا امشب به خوابم، ای امیدِ زندگانی
ببوسم روی ماهت، تا سحر، تا جاودانی
-مالکِ چنل(ف***)
هدایت شده از Tweety
غروب آخرین جمعهی تعطیلات، دلگیرتر از چیزی بود که باید.
افسردگی
بهاییست که آدمها
برای شناخت خود میپردازند ،
هرچه عمیقتر به زندگی بنگری
به همان مقدار هم عمیقتر رنج میبری.🌱