عشق تو مثل نوری تو تاریکی میمونه که دلم رو آروم میکنه. هر بار که نفس میکشم، یاد تو تو وجودم حس میشه و زندگی برام معنی پیدا میکنه. چشمای تو مثل درختای سرسبز امیدن و لبخندت بهار رو به دلم میاره. وقتی به تو فکر میکنم، دنیا خیای بزرگ و زیبا میشه و فقط تو هستی که تو دلم میدرخی. عشق ما یه داستان بیپایانه که هر لحظهش پر از شعر و موسیقی قشنگه. برای خاطر تو همیشه دنبال لحظات خوش و شیرینم، تا بشینم و وقت رو تو آغوش امن تو بگذرونم..؛
شاید در آن دنیا قلب یکدیگر را لمس کردیم
جایی میان کهکشانها، عشق را باید جستوجو کردیم
در آغوش ستارهها، راز دل را فاش کردیم
چنان با هم پرواز کردیم که باد هم حسرتش را خوردیم
یادگاری از لبخندها، در دل شب بر جای ماند
شاید در آن دنیا، پای در لبهی خیال گذاشتیم
نور عشق را به دنیای تاریک هدیه کردیم
و با هر سفر، زندگی را در آغوش آسمانها همراه کردیم
-مالکِ چنل(ف**)
৲فیلوفوبیا ✧⋆₊
آدمایی که نون آخر پیتزارو نمیخورن🚮
بعضی از یوتیوبرها واقعا خیلی🛐🛐🛐
در تلاقی نگاهت، جهان به شکوهی بیمثال بدل میشود. هر واژهات، نوای دلنشین مهریست که در جانم طنین میاندازد. تو را نه به رسم عشق، که به آئین جاودانگی دوست میدارم
هدایت شده از جادوگران بدون چوبدستی؛
میاو کوروش و ایمان،علیض،ممد،مانی،بنیامین،نیما،تیام
دل من، در هوای تو پرسه میزند؛ در خیابانهای خیال، به دنبال نشانی از تو میگردد.
هر شب، ماه را شاهد میگیرم که دلم چگونه در تمنای لبخندت بیقرار میشود.
باد، نغمهی نامت را در گوشم زمزمه میکند، و هر قطرهی باران، قصهای از نگاهت را به جانم میریزد.
تو آفتاب صبحهای منی، باران عصرهای دلتنگیام، و ستارهای که در شبهای تاریک راه را نشانم میدهد.
اگر عشق یک شعر بود، تو زیباترین بیت آن بودی؛ اگر یک رویا، تو شیرینترین تصویرش.
تو معنای بودن را برای دلم دوباره رقم زدی...
نمیدونم بهت میرسم یا نه
نمیدونم عاشقم میشی یا نه
نمیدونم...نمیدونم
ولی مطمئنم الان عاشقتم با تمامِ وجودم انقدر عاشقتم که برات شعر نوشتم انقدر عاشقتم که خوابت رو میبینم انقدر عاشقتم که به خاطرت اینهمه نخوابیدم انقدر عاشقتم که همه جا اولِ اسمِ تورو مینویسم انقدر عاشقتم که میخوام من بمیرم ولی تو همیشه بمونی و شاد باشی عاشقتم تا ابد و یک روز..؛