خاطرات مثل یه جعبهست پر از رنگ و احساس که بعضیاشون اشک میارن و بعضیا لبخند.
৲فیلوفوبیا ✧⋆₊
کی به این سرما توی حیاط خوابیده و ساعت ۳ و نیم بیدار شده؟بله من🎀
کی خودش سردرگمه و نمیدونه داره با زندگیش چیکار میکنه ولی هنوز به بقیه مشاوره و امید میده؟بله من🎀
خاطرات مثل موجهای دریا هستن،
یه وقتایی سرد و تلخ میان و دلت رو میلرزونن،
یه وقتایی نرم و گرم، مثل آغوشی که همیشه به یادته…
همهشون بخشی از داستان ما هستن
یه قصهی شیرین و تلخ که هیچوقت کامل فراموش نمیشه.
اینکه ندونی که دوست داره و کی نداره...
هر لبخندی که میزنی سوالی پشتش هست که جوابش رو نمیتونی پیدا کنی....
میخوای باور کنی که همه چیز خوبه،
ولی صدای شکستن دلتو هر بار بلندتر از قبل میشه…
اما هنوز امیدی هست که شاید یه روز یه جایی جوابها پیدا شن…
رها کردن سخت تر از رها شدنه،کی میدونهادم چی کشیده تا تونسته بگذره،رها کنه و بره...