خاطرات مثل موجهای دریا هستن،
یه وقتایی سرد و تلخ میان و دلت رو میلرزونن،
یه وقتایی نرم و گرم، مثل آغوشی که همیشه به یادته…
همهشون بخشی از داستان ما هستن
یه قصهی شیرین و تلخ که هیچوقت کامل فراموش نمیشه.
اینکه ندونی که دوست داره و کی نداره...
هر لبخندی که میزنی سوالی پشتش هست که جوابش رو نمیتونی پیدا کنی....
میخوای باور کنی که همه چیز خوبه،
ولی صدای شکستن دلتو هر بار بلندتر از قبل میشه…
اما هنوز امیدی هست که شاید یه روز یه جایی جوابها پیدا شن…
رها کردن سخت تر از رها شدنه،کی میدونهادم چی کشیده تا تونسته بگذره،رها کنه و بره...
تا آخر عمر یاد آدم میمونه که تو دورههای افسردگی کیا کنارم ایستادن؛ چون ایستادن کنار یه افسرده کار هر کسی نیست.