Maybe tomorrow, amidst the smoke and rubble of fate, the only thing left for you will be the wounded throb of his name in your chest, and then you will understand that love was man's bravest weapon...!!
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذرگهی است پر ستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند..
بذارین از دستتون بدن، جدی میگم؛
بذارین فرصتِ بودن با یه آدم مهربون و با ارزشی مثل شما رو از دست بدن.
همیشه قرار نیست ثابت کنید که ارزششو دارید، بالاخره آدم ها یه روزی متوجه میشن.
ای داغ از قلب پریشانم چه میخواهی ای جای زخم کهنه از جانم چه میخواهی
دریاچه ای خشکیده در آغوش خود دارم باران سرخ از ابر چشمانم چه میخواهی