هدایت شده از کتابخانهٔ ﺍمیلیـا
وای ولی مترجم هایی که وسط ترجمه کردن حرف میزنن تا ابد ㅠㅠ >>>>>
این نکبت(خواهرم) گفت کتابت رو بهم قرض بده،کلی التماس کرد،گفت پول میدم{چون رو کتابام خیلی حساسم} فلان میکنم چنان میکنم،حواسم بهش هست و یه ذره خرابش نمیکنم و...بعد الان فقط چهارتا صفحه خونده g**ـه کتاب رو...
عقده ای [بمیرهواهای]
واقعا درک نمیکنم اونایی که باقلوا دوست دارن رو..از جعبه دوم به بعد دل آدمو میزنه😔