eitaa logo
"پاراگراف"
918 دنبال‌کننده
527 عکس
311 ویدیو
8 فایل
📌پاراگراف ها زندگی را تغیر میدهند درجستجوی حقیقت در حسرت مدینه فاضله... اینستاگرام https://instagram.com/paaragraff?igshid=MzNlNGNkZWQ4Mg== ارتباط https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1qsxxgs&btn=پاراگراف
مشاهده در ایتا
دانلود
عمرشان را باختند
حال بد هم نعمتیه! یه دور مشخص میکنه کیا واقعین کیا فیک!
برام دعا کنید ❤️
ای خوب ترين به گاه سختي ای شهره به شهر شوربختي رفتي كه به تشنگان دهي آب خودگشتي از آب عشق سيراب آبي ز فرات تا لب آورد آه از دل آتشين برآورد آن آب ز كف غمين فرو ريخت وز آب دو ديده با وي آميخت برخاست ز بار غم خميده جان بر لبش از عطش رسيده بر اسب نشست و بود بي تاب دل در گرو رساندن آب ناگاه يكي دو روبه خُرد ديدند كه شير آب مي بُرد آن آتش حق خميده بر آب وز دغدغه و تلاش بي تاب دستان خدا ز تن جدا شد وآن قامت حيدري دو تا شد بگرفت به ناگزير چون جام آن مشك ز دوش خود به دندان وآنگاه به روي مشك خم شد وز قامت او دو نيزه كم شد جان در بدنش نبود و مي تاخت با زخم هزار نيزه مي ساخت از خون، تن او به گل نشسته صد خار بر آن ز تير بسته دلشاد كه گر ز دست شد دست آبي ش برای كودكان هست چون عمر گل این نشاط كوتاه تير آمد و مشك بر دريد آه این لحظه چه گويم او چه ها كرد تنها نگهي به خيمه ها كرد در حسرت آن كفي كه برداشت از آب فرو فكند و بگذاشت هر موج به ياد آن كف و چنگ كوبد سر خويش را به هر سنگ كف بر لب رود و در تكاپوست هر آب رونده در پي اوست چون مه، شب چهارده بر آید دريا به گمان فراتر آید ای بحر، بِهِل خيال باطل این ماه كجا و بوالفضائل گيرم دو سه گام برتر آیي كو حد حريم كبريائي علی موسوی گرمارودی
نوشتم اول خط بسمه‌ تعالی سر بلند مرتبه پیکر بلندبالا سر فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت هرجا سر قسم به معنی "لا یمکن الفرار از عشق" که پر شده است جهان از حسین سرتاسر نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن به آسمان بنگر! ما رایت الا سر سری که گفت من از اشتیاق لبریزم به سرسرای خداوند می‌روم با سر هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم مباد جامه مبادا کفن مبادا سر همان سری که یحب الجمال محوش بود جمیل بود جمیلا بدن جمیلا سر سری که با خودش آورد بهترین‌ها را که یک به یک همه بودند سروران را سر زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر سپس به معرکه عابس "اجننی" گویان درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر بنازم ام وهب را به پارهء تن گفت: برو به معرکه با سر ولی میا با سر خوشا بحال غلامش، به آرزوش رسید گذاشت لحظهء آخر به پای مولا سر در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد همان سری است که برده برای لیلا سر سری که احمد و محمود بود سر تا پا همان سری که خداوند بود پا تا سر پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر امام غرق به خون بود و زیر لب می گفت: به پیشگاه تو آورده ام خدایا سر میان خاک کلام خدا مقطعه شد میان خاک الف لام میم طا ها سر حروف اطهر قرآن و نعل تازهء اسب چه خوب شد که نبوده است بر بدن ها سر تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود به هرکه هرچه دلش خواست داد ، حتی سر نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او ادامه داشت ادامه سه روز ...اما سر - جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است جدا شده است و نیافتاده است از پا سر صدای آیهء کهف الرقیم می‌آید بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر بسوزد آن همه مسجد ، بمیرد آن اسلام که آفتاب درآورد از کلیسا سر چقدر زخم که با یک نسیم وا می شد نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت به چوب، چوبهء محمل نه با زبان با سر دلم هوای حرم کرده است می‌دانی دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر سید حمید رضا برقعی
دستان عباس ابن علی قطع شده بود که آن ملعون توانست گرز بر سر او بکوبد ، اما تا دستان ظاهر بریده نشود بالهای بهشتی نخواهد رست