eitaa logo
علیـــٰ الصولـــــــ |MY.PANAH.IR(^^)
65 دنبال‌کننده
850 عکس
1.6هزار ویدیو
5 فایل
اصلیه باباته که نذاشت هیچوقت سرت جلو همسن و سالات پایین باشه(: من خانوم S منم خانوم M منم خانوم Z منم خانوم 𝐙 در خدمت شما هستیم🙃 کپی !)؟ فعلا نه تا بعد‌... https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_sijef2i&btn=گپ.بزنیم ناشناس 😃👆🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
🌍💌 • فاصله فقط روی نقشه معنا دارد؛ نه میان دو دل... 🤍✨ M
🌸😊 • عشق یعنی هر بار که اسمت را می‌شنوم، لبخند بزنم... 🫶🏻💖 M
💍🤍 • اگر قرار باشد دوباره عاشق شوم، باز هم انتخابم تویی... 🕊️❤️ M
«آخرین صندلی اتوبوس» 🤍 اولین بار توی اتوبوس همدیگه رو دیدن. دختر همیشه روی آخرین صندلی کنار پنجره می‌نشست و کتاب می‌خوند. پسر هم هر روز همون ساعت سوار می‌شد، اما فقط از دور نگاهش می‌کرد؛ نه جرأت سلام داشت، نه حتی اسمش رو می‌دونست. این ماجرا ماه‌ها ادامه داشت. یه روز دختر کتابش از دستش افتاد. پسر خم شد، کتاب رو برداشت و فقط گفت: «فکر کنم این مال شما باشه...» همین یک جمله، شروع همه‌چیز شد. کم‌کم فهمیدن هر دو عاشق کتابن، هر دو از بارون خوششون میاد و هر دو از شلوغی فرار می‌کنن. سه سال کنار هم موندن. اما وقتی وقت خواستگاری رسید، خانواده‌ها به خاطر اختلاف‌های مالی مخالفت کردن. هیچ دعوایی نشد، هیچ خیانتی هم نبود؛ فقط شرایط زندگی اجازه نداد. دختر رفت و پسر هم شهرش را عوض کرد. سال‌ها بعد، پسر برای خرید کتاب وارد یک کتاب‌فروشی شد. پشت صندوق، همان دختر ایستاده بود. هر دو چند لحظه فقط به هم نگاه کردند. دختر لبخند زد و گفت: «هنوز هم کتاب می‌خونی؟» پسر خندید و جواب داد: «هنوز هم آخرین صندلی کنار پنجره رو دوست دارم...» بعضی عشق‌ها به هم نمی‌رسند؛ اما هیچ‌وقت از دل آدم نمی‌روند. گاهی فقط شکلشان عوض می‌شود و به خاطره‌ای تبدیل می‌شوند که تا آخر عمر، آرام در گوشه‌ای از قلب می‌ماند. 🤍 M