در هیاهوی ادعاها و حرفها هیچکس آن چیزی که میگفت نبود ..
- و شاید بهترین دوستِ من ، همان سکوتِ عمیقی باشد که بعد از حرف های ناگفته میآید. او هیچوقت مرا در شلوغیِ کلمات گم نمیکند.
«برای همهی ما،
همهی روزها فراموش میشوند؛
بهجز همان یک روز
که نشانیِ آن را به هیچکس نگفتهایم.»
و مجتبی شکوری چقدر قشنگ میگه:
«ممکنه سالها از نردبانی بالا بریم که روی دیوارِ اشتباهی تکیه داده شده.»
مصداقِ خیلی از تلاشها، رابطهها، احساسها، آدمها، شغلها و…
او را دوست داشتم، هنوز هم دوست دارم؛
اما با نگاهی از دور، در فاصلهای که رنجها و خاطرهها آن را حفظ کردهاند.
در آخرین نامه برایش نوشتم:
«ببخش عزیزم، اگر در نامهها از حالِ خوبم نمیگویم؛ تا گردن در گلِ غم گیر کردهام.»
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید خوشبختی همین باشد :)
پس تکلیف عــشق چی میشه ؟🥺🤍