.شب داستانش فرق میکند؛ همه چیز یکدفعه ساکت و خاموش میشود، زمان دیر میگذرد، خیابان تاریک میشود، آدم ها سکوت میکنند و در آخر، تو میمانی با اندوه و خاطرات و دلتنگی و شبی که شاید هرگز به صبح نرسد.
S
یه شب که دلم از عالم و آدم پر بود ،
گفت : نگران نباش دیوونه ،
فکر کردی من تنهات میذارم ؟
یا اینکه کسی میتونه
جایِ تورو تو قلبم بگیره ؟
کاری به اتفاقاتِ بعدش
و اینکه تنهام گذاشت ندارم !
می خوام بگم :
هر آدمی یکبار و لااقل برای یه شب
خوشبخت ترین آدمِ روی زمین بوده..
S
برای هر کسی ،
یه اسم توی زندگیش هست که
تا ابد هر جایی اونو بشنوه ،
ناخودآگاه برمیگرده به همون سمت !
یا از روی ذوق ...
یا از روی حسرت ...
یا از روی نفرت ...
S
_من در شانه هایش گیر افتاده بودم
و این زیبا ترین اسارت بود..
S
و حرفهای نزدهی تو،
بیشتر از هر چیزی دل مرا شکست :)
S