من دنبال اون آرامشیم که فقط توی کتابها پیدا میشه. جایی که زمان متوقف شده و خورشید فقط وقتی میتابه که من بخوام. دلم یه کوچهی باریک میخواد که تهش به یه اقیانوس بیانتها برسه .جایی که لازم نباشه برای هیچکس نقش بازی کنم جایی که سکوت خودش یه شعر بیانتهاست و من دیگه نیازی به عادی بودن ندارم