پارادوکسیکال، پناهگاهی برای آنانی است
که در تلهی احساسات گرفتارند.
چه عاشق باشی، چه شکسته، و چه از عشق بیزار؛
اینجا واژهها مرزهای منطقی را میشکنند تا حقیقتِ
غیرمنطقیِ عشق را فریاد بزنند.
🌱اینجا شعر، فریادی خاموش است🌱
کپی؟حلال.
ای دل اگر تنها شدی،آواره ی گریان مشو
از ترس تنها ماندنت،سربار این و آن مشو
سرمای تنهایی به از، گرمای دست ناکسان
صد سال تنها باش و گرم از ناجوانمردان مشو!#شعر#تنهایی#واقعیت
کداممان تنهاتریم..؟
دختری که دیگر کسی را به زندگیاش راه نمی دهد،
یا مردی که برای تجربهی دوبارهی آن بوسه،تمامِ دخترانِ شهر را امتحان میکند..؟!#تنهایی#واقعیت#فکر