این حسی که حس میکنم آدم مورد علاقم منو تو حریم خصوصیش راه نمیده، از روزمرهش نمیگه، من آدم مورد علاقهش نیستم، آهنگاشو برام نمیفرسته، آهنگایی که میفرستمو گوش نمیده، کارایی که دوست دارمو دیگه انجام نمیده؛دیگه دلش برام تنگ نمیشه،دیگه بی تاب صحبت کردن با من نیست،قلبمو مچاله میکنه.
هدایت شده از کارامل مامیاتو
دلم برای وقتایی که با رومینا تلفنی صحبت میکردیم و خوشحالم میکرد تنگشده.
از الان بهت میگم اگه من رفتم ببخشید دیگه جون موندن وادامه داشتن نداشتم جون منتظرت موندن برای پنج دقیقه صحبت کردن نداشتم جون اینو نداشتم ببینم هرچیز کوچیکی به من ترجیح داده بشه جون نداشتم ببینم وقتی بیکاری میای سراغم درصورتی که وقتمو برات خالی میکردم جون نداشتم ببینم نیستی توی روزایی که نیازت داشتم نیاز بودنت حرف زدن باهات مشورت کردن تا یکم از ناراحتیم کمشه ولی نبودی ترجیحم دادی به همه چیز و اون بار مطمئن باش ازت خسته شدم که رفتم.