eitaa logo
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
43.4هزار دنبال‌کننده
956 عکس
67 ویدیو
0 فایل
بنام خدای عاشق ها... ❤️🌱 یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت تردید نداشت عاشقم، با این حال او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت... " تبلیغات " @tablighat_aron
مشاهده در ایتا
دانلود
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_هشتاد‌یک کل وجودم شروع میکنه به لر
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 با صدای در قلبم درست جایی زیر گلوم به تپش در میاد.. دستم و مشت می‌کنم و از جا بلند میشم. دعا دعا میکنم بد خلقی نکنه. طاقت دوری اش رو ندارم و روحیات زنانه ام جوری شده که هر لحظه امکان داره هر بلایی سر خودم بیارم... به سمت در میرم و با دیدن چهره خسته اش نفس عمیقی میکشم +س.. سلام فواد جان. سر بالا نمیاره! اولین شک بهم وارد میشه و دستم بند دیوار میشه. کفشش رو جفت میکنه و داخل میاد. +شام درست کردم! همونی که دوست داری... سبزی پلو با ماهی... حس میکنم آشوبی که دارم چگونه جنین در شکمم را هم به گریه انداخته است.. _گرسنه نیستم. نفسم میره و زیر دلم تیر میکشه. دست زیر شکمم میرم و صدای ناله ام بلند میشه 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » #پارت_90 دستی به موهای از ته زده اش میکش
توی vip پارت 170 هستیم. ❌ روزانه 4 پارت در vip قرار میگیره و در چنل اصلی 1 پارت جز روز تعطیل.. هزینه عضویت برای شما بزرگواران 70 هزار تومن هست.. جهت عضویت در چنل vip مبلغ 70 هزار تومان رو به شماره کارت زیر واریز کنید... 6037997148598346 اکبرزاده فیش واریز خودتون رو به آیدی زیر ارسال کنید. @ellahe_banoo
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چیشد؟! حواسمون پرت شد. این زندگی درد شد!:)
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_هشتاد‌دو با صدای در قلبم درست جایی
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 میدونستم! برمیگرده و صدای وحشت زده اش بلند میشه... فواد مه طاقت درد من رو نداشت. اما صدای دَر، توان رو از پاهام میگیره و روی زمین فرود میام.. میزنم زیر گریه و دستم روی دهنم میذارم تا به گوشش نرسه! فواد بی رحم شده بود. فواد من که اینجوری نبود. جان میداد برای زجر کشیدنم.. با گریه ام به گریه می افتاد و با تب کردنم تب می‌کرد... لبهای لرزونم به هم فشار میدم تا دردم کمتر بشه.. حتی بچه توی شکمم هم فهمیده بود چقدر ویرانم که اینجوری درد کل شکمم رو گرفته بود.. سر روی زانو هم میزارم و بلند میزنم زیر گریه.. دیگه چیزی مهم نبود! من چیزی برای از دست دادن نداشتم... فواد مهم بود که اینجوری سنگ شده بود. دستهام از شدت وحشت میلرزید و صدای جیغم بلند میشه... بی اختیار فریاد میزدم و دستم بند فرش زیر پام شده بود 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_هشتاد‌سه میدونستم! برمیگرده و صدای
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 کل وجودم از درد میلرزه و صدای فریادم بلند تر میشه.. خودم که میدونستم! فریادم از نخواستن فواد است نه دردی که شکمم را فرا گرفته... +لعنت بهتتتتتتتت... صدای در بلند میشه و نفس من همراهش قطع میشه. سر بالا میارم و با چشم های اشکی زل میزنم به فواد... چرا نگاهش رنگ نداشت؟! چرا فوادم اینگونه غریبانه نگاهم می‌کرد؟! داشتم میترسیدم.. حتی از فوادی که آغوشش امن ترین جا بود هم داشتم میترسیدم با دیدنش بغضم با صدای بدی میکنه و سرم پایین ميندازم.. _چته مستانه؟! دردت چیه؟! خشک میشم. سر بالا میارم و بهت زده خیره میشم بهش.. با من بود؟ لب می جنبانم و به سختی جواب میدم. +درد دارم فواد! چرا انقدر عذابم میدییی؟! بخدا دلم اتیش گرفته از کار هات. مگه پدر این بچه نیستییییی؟! _ نیستم! 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼