پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_هشتادسه میدونستم! برمیگرده و صدای
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_هشتادچهار
کل وجودم از درد میلرزه و صدای فریادم بلند تر میشه..
خودم که میدونستم!
فریادم از نخواستن فواد است نه دردی که شکمم را فرا گرفته...
+لعنت بهتتتتتتتت...
صدای در بلند میشه و نفس من همراهش قطع میشه.
سر بالا میارم و با چشم های اشکی زل میزنم به فواد...
چرا نگاهش رنگ نداشت؟!
چرا فوادم اینگونه غریبانه نگاهم میکرد؟!
داشتم میترسیدم..
حتی از فوادی که آغوشش امن ترین جا بود هم داشتم میترسیدم
با دیدنش بغضم با صدای بدی میکنه و سرم پایین ميندازم..
_چته مستانه؟! دردت چیه؟!
خشک میشم.
سر بالا میارم و بهت زده خیره میشم بهش..
با من بود؟
لب می جنبانم و به سختی جواب میدم.
+درد دارم فواد! چرا انقدر عذابم میدییی؟! بخدا دلم اتیش گرفته از کار هات. مگه پدر این بچه نیستییییی؟!
_ نیستم!
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_91
_ولی به خدای بالا سر... به شیر حلالی که خوردم... بخوای خواهرمو اذیت کنی...
دستهاش مشت و سیگار روشن بین مشتهاش خاموش میشه.
نفس میگیرم و من حتی نمیتونستم هیچ چیز در مورد معرکه ای که اتفاق افتاده بگم...
_به همه مقدساتم نابودت میکنم...
منتظر حرفی از سمت من نمیمونه و انگار که حرف هایش تموم شده از جا بلند میشه و به سمت در خروجی میره...
بهت زده سیگار روشن توی دستم روی میز میزارم..
از جا بلند میشم و موبایلم از جیب بیرون میارم...
وارد مخاطب ها میشم و روی شماره " او" ایست میکنم
پرستشی که نمیدونستم چی باید سیوش کنم و در آخر او سیو شده بود...
اویی که خدا میدانست کی قرار است دهن باز کنم و مثل یک احمق لب بزنم که "دوستش دارم"
با این فکر کل وجودش را وحشت میگیرد.
میترسید..
از دوست داشتن کسی میترسید و آخرین فردی که دوستش داشت مادری بود که از دستش داده بود..
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَــــرســتش عِــشــق » #پارت_91 _ولی به خدای بالا سر... به شی
توی vip پارت 170 رد کردیم . ❌
روزانه 4 پارت در vip قرار میگیره و در چنل اصلی 1 پارت جز روز تعطیل..
هزینه عضویت برای شما بزرگواران 70 هزار تومن هست..
جهت عضویت در چنل vip مبلغ 70 هزار تومان رو به شماره کارت زیر واریز کنید...
6037997148598346
اکبرزاده
فیش واریز خودتون رو به آیدی زیر ارسال کنید.
@ellahe_banoo
#رمان_کامل_نیست
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_هشتادپنج
کل وجودم از وحشت شروع به لرزیدن میکنه و بخدا که بچه درون شکمم هم به گریه افتاده..
دهن باز میکنم..
میخوام فریاد بزنم و آوار بشم سرش اما صدام بالا نمیاد..
با صدایی که حتی خودمم به سختی میشنوم لب باز میکنم.
+ چی میگی فواد!
چشم های اشکی و حال خرابم رو میبینه و اینجوری بی رحم جلو میاد؟!
سر جلو میاره و خیره میشه به صورت اشکی ام
_نگفتم بچه نمیخوام؟!
قلبم میسوزه و بخدا که میترسیدم درد قلبم کار دستم بده.
با عجز جواب میدم.
+مگه من خواستم فواد؟! تو که میدونی چقدر میخوامت! اول تو برام مهمی بعد خودم... مگه دیونم کاری که تو نخوای رو انجام بدم؟! منم مثل تو نمیخواستم ولی اتفاقیه که افتاده...
میخنده!
بلند و وحشت ناک..
کل وجودم با صدای خنده اش میلرزه و چشم هام از شدت درد روی هم میاد..
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_هشتادپنج کل وجودم از وحشت شروع به
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_هشتادشش
جلو میاد
نفس نفس میزنه و صورتش قرمز قرمز شده...
دستی به صورتش میکشه..
مردده..
+چیه فواد؟! به اندازه یک بچه هم ارزش ندارم؟! بچه ای که از وجود خودته؟! دِ چه مرگته لعنتی.
محکم توی پیشونی اش میکوبه که نفسم توی سینه حبس میشه..
با صدایی که از شدت خشم میلرزید جواب میده..
_تمومش کن مستانه مشکاتتتت. تیرت به سنگ خورده خرابه. بچتم شد مثل خودت بی کس و کا...
صداها رفت...
حس کردم قلبم یادش رفت باید چیکار کنه...
این فواد بود؟!
بخدا که هیچ جوره حاضر نبودم قبول کنم این فواد من باشه..
فواد بود که منو بی کس و کار میخوند؟!
در آخر تصویر رفت و تنها چیزی که متوجه شدم نگاه فواد بود که روی چشم های سیاه رنگم که سیاهی میرفت میخکوب شد.
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼