eitaa logo
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
42.8هزار دنبال‌کننده
951 عکس
67 ویدیو
0 فایل
بنام خدای عاشق ها... ❤️🌱 یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت تردید نداشت عاشقم، با این حال او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت... " تبلیغات " @tablighat_aron
مشاهده در ایتا
دانلود
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_صد‌هشت جلو میاد نفس عمیقی میکشم و مث
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 حتی نمیدونم دنیای که فواد برام ساخته بود چه رنگی بود؟؟ سیاه یا بی رنگ؟! داغی که به دلم نشسته بود توان رو از پاهام گرفته بود.. من رو دختر همه کاره خوند... بی کس و کار خوند... به عشقمون شَک کرد.. بچمون رو قبول نکرد... دست روی زن حامله بلند کرد.. تهمت زد بهم... حتی.. حتی... گفت که دیگه دوستم نداره. نگاهی به برگه مقابلم ميندازم. از شدت گریه هام خیس شده. برگه رو مچاله میکنم و روی زمین ميندازم.. خودکار توی دست میگیرم. سخت بود برام نوشتن وقتی با عشق پا توی این خونه گذاشتن.. قلبم فریاد می‌زد که کارم درست نیست اما هیچ چیزی از غرورم باقی نگذاشته بود. فواد جوری غرورم رو له کرده بود که حتی شَرم میکردم توی این خونه بمونم و شب ها حس میکردم دیوارش قراره روی سرم آوار بشه عزیزان جهت عضویت در چنل vip رمان قانون عشق با بیش از 50 پارت اختلاف مبلغ 68 هزار تومان رو به کارت زیر واریز کنید
6037997148598346
اکبرزاده @ellahe_banoo 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » #پارت_119 اسفندیاری مات مبهوت دخترش هست
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » بدنش همچنان در حال لرزشه. جلوتر میرم.. جوری که هیج راه فراری نداره و همچنان با خجالت سرش رو پایین انداخته.. پچ میزنم. +بدنت داره میلرزه. نفس بلندی میکشه و گوشه چادرش رو بین مشت های کوچکش میگیره... با صدایی که میلرزید جواب میده.. _م... میشه بریم خونه؟! سری تکون میدم و عقب میرم.. +بیا سوار شو.. با قدم های آروم به سمت ماشین میاد و میخواد صندلی عقب سوار شه که جدی لب میزنم. +بشین جلو.. نا اعتراض کردن رو هم نداشت.. رَنگ از صورتش پریده و معلوم بود حَتی یک بار هم روی حرف پدرش حرف نزده بود.. سوار ماشین میشه و بی حرف سرش رو به ماشین تکیه میده.. نگاه خیره ای بهش ميندازم و ماشین روشن میکنم شما که نمیدونید چی کشیدن این دختر و پسرررررر🥲🤫. باورم نمیشه هنوز کامل رمان رو نخرید وقتی رمان با 850 پارت کامل شده. جهت دریافت کامل رمان هرینه 135 هزار تومن تا امشب رو به شماره کارت زیر ارسال کنید. 6037997148598346 اکبرزاده فیش واریزی به ایدی زیر ارسال کنید @ellahe_banoo 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛🌿
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » #پارت_120 بدنش همچنان در حال لرزشه. جلوتر
_به خاطر درخواست های بالا شما و افزایش آمار کانال عضویت vip براتون باز شده 😁😅 _ فقط دقت داشته باشید چون نزدیک به عید هست برای 20 نفر اولی که واریزی انجام بدن vip رو باز کردیم 😌 _ توی vip بیشتر از 150 پارت اختلاف داریم و یک عالمه اتفاق افتاده و امیرعلی بدجور دلش گیر کرده.. جهت عضویت در چنل vip مبلغ 85 هزار تومان رو به شماره کارت زیر واریز کنید.. 6037997148598346 اکبرزاده @ellahe_banoo فقط تا شب vip باز هست
وقتی فقط بچه های vip میفهمن چخبر هایی هست 😂💔 به درخواست شما فقط و فقط تا ساعت 12 امشب میتونین عضو چنل vip پرستش عشق بشید و بعد اون تا چند روز عضویت برای چنل vip غیر فعال میشه با مبلغ قبل 85 هزار تومن عضو چنل vip بشید.. با بیش از 130 پارت اختلاف
6037997148598346
اکبرزاده فیش رو به آیدی زیر ارسال کنید! @ellahe_banoo
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » #پارت_120 بدنش همچنان در حال لرزشه. جلوتر
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » نگاه گذرایی به‌ش ميندازم و میبینم چجوری گرفته است.. اما برخلاف اون حال من به خاطر اینکه مَنو انتخاب کرده بود به قدری خوب بود که می‌توانستم تا شب توی خیابون های تهران چرخ بزنم... آرامش میداد و ازش میترسیدم.. عمیق ترین پارادوکس زندگی ام شده بود. میترسم عاشقت بشم! بعد از دستت بدهم و دَرد بکشم از طرفی هم میترسم عاشقت نشوم و فرصت عشق را از دست بدهم و پشیمان شوم. بگو چطور "بدونِ دَرد" عاشقت شوم و "بدونِ پشیمانی" عاشقت نشوم..؟! » نفس عمیقی میکشم. +پرستش؟! سرش رو بالا میاره و صورت گرفته اش رو میبینم.. خنده اش چه شکلی بود؟! فکر میکنم اگر می‌خندید حسابی دلبَر میشد. _بله! حتی نمیدونستم چی میخوام بگم. فقط صدایش زده بودم تا صدایش را بشنوم.. صدای آروم و ملایمش، گوش را نوازش می‌کرد 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛🌿
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » نفس می‌گیرم و گَلویی صاف میکنم.. +میخوام شام دعوتت کنم بیرون! نگاهم می‌کند.. آرام و پر معنی.. لبهایش برای سوال باز می‌شود اما بی حرف سری تکون میده.. +نمیخوای بپرسی به چه مناسبت؟! نگاهم می‌کند. کمی نگاهش روح دارد لبخند ریزش را می‌بینم و نمی‌دونم برای اینکه خنده بلندش رو داشته باشم باید چیکار کنم.. _خب! به چه مناسبت؟! ابرویی بالا میندازم و دستم دور فرمون حلقه میکنم.. +دیگه نمیشه گفت. میخنده.. خنده ریز و دلبرانه.. دستش بالا میاد و جلوی دهانش میزاره.. برمیگردم و کامل به چهره اش نگاه میکنم.. چه حجاب به او می اومد.. نگاه آروم و چهره پوشیده اش، میتونست دنیا اعتماد رو برام بخره 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛🌿
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_صد‌نه حتی نمیدونم دنیای که فواد بر
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 نفس عمیقی میکشم و مشغول نوشتن میشم. " فواد! حتی نمیدونم وقتی این متنو میخونی چه حسی نسبت به من داری اما میخوام اینو بدونی که قلب من هر لحظه امکان داره از شدت درد دیگه کار نکنه. بیشتر از هر چیزی قلبم عذاب میکشه چرا که توقع همچین رفتاری از تورو نداشته! این چند روز هرچقدر فکر میکنم نمیتونم متوجه بشم کجای کار رو اشتباه کردم که اینجوری در موردم فکر کردی... گفتی نمیتونی بچه دار بشی و این منو ساعت ها غَرق کرد.. اما من از یک چیزی مطمعنم اونم این هست که من هیچ وقت به عشقمون خیانت نکردم.. اینجا بودن و دور بودن از تو خیلی عذابم میده.. به نظرم بهتره چند روزی جفتمون تنها باشیم تا بهتر به این موضوع نگاه کنیم. من خونه سیمین هستم... خیلی دوست دارم هر چه سریع تر به خونه خودمون برگردم. من و بچه ای که هنوز هم با این سختی داره رُشد میکنه از عمق وجود تورو میخوایم.. " 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼