پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_صدیازده ساکم برمیدارم و نگاهی به ا
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_صددوازده
سیمین لیوان شربت مقابلم قرار میده..
_بهتر... اصلا امیدوارم هیچ وقت دنبالت نیاد. کسی که تورو قبول نداره و بهت اعتماد نداره هیچ جوره به درد زندگی نمیخوره!
بی حرف نفس عمیقی میکشم و نگاهی به شکم برامده ام ميندازم.
سه ماهه شده بودم و توی این سه ماه فقط زجر کشیده بودم.
_ دختر تو که بهتر از من آرایشگری رو بلدی. دیونه بودی که تا الانم نشستی پای فواد.
چشم روی هم میزارم و باز هم سکوت میکنم
هیج دلم نمیخواست پشت سر فواد حرف بزنه اما خودم هم ازش دلگیر بودم.
از جا بلند میشم و رو بهش لب میزنم
+تورو خدا ببخشید سیمین! همه بدبختی های من برا توعه... اینم از درد بی کَس...
وسط حرفم میپره و اخمی میکنه.
_دیگه اینجور نگیا! تو خیلی هوامو داشتی توی زندگی.. برو اون اتاق اماده کردم برات استراحت کن.
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_صدسیزده
نگاهی به اتاق ساده ای که سیمین در اختیارم گذاشته بود ميندازم.
توقع بیشتری هم ازش نداشتم.
سیمین اجاره نشین بود و خرج خودش و برادرش رو هم به سختی در میآورد..
نفس عمیقی میکشم و چشم روی هم میزارم
هنوز 3 ساعت از اومدنم نگذشته بود اما کل وجودم تلاطم بود..
توقع داشتم فواد به همین زودی بیاد سراغم و قربون صدقه ام بره..
دروغ بود اگه میگفتم دلم برای قربان صدقه هاش تنگ شده..
از اون حرف هایی که میگفت تو اسمت خیلی بهت میاد
زیادی آدمو مست میکنی!.
چشم هام عاجزانه روی هم میزارم و نفس عمیقی میکشم..
دلم برای عطر تنش پر میکشید.
چشم های اشکی ام روی هم میزارم که صدای در بلند میشه..
نمیخواستم هیچکس رو ببینم
حتی سیمین...
نکنه فواد اومده بود؟!
با این فکر چشم باز میکنم و لب میزنم.
+بیا داخل!
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایرانی ها قرار نمیکنند.
آنها در خیابان منتظر شما هستند 😃🤝
چگونه بی تو سال جدید را تحویل کنیم وقتی غم در ریشه وجودمان رسوخ پیدا کرده است؟!
چگونه سال را بی تو شروع کنیم وقتی غم 170 کودک شهید میناب هنوز از دلمان پاک که هیچ، حتی کمرنگ نشده است...
چگونه نوروز را تبریک بگوییم وقتی هنوز هم مثل هر سال منتظر فرمایشات شما هستم.
منتظر شعارتان..
می شود مارا هم شفاعت کنی؟!
قلبمان از دردی که هموطنانمان تجربه میکنند آتش گرفته.
بخدا که ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
اما بدان آقای من..
مردم ایران...
مردم غیور ایران محال است بگذارد زحمت هایی که شما برای این حکومت کشیدی از بین برود.
عیدتان مبارک
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_126
"پرستش "
با صدای زنگ موبایلش، چشم از من میگیره و به موبایلش خیره میشه..
بدون هیچ حرفی تماس رو قطع میکنه و مشغول تایپ میشه..
نفس عمیقی میکشم و با خستگی دستهام توی هم حلقه میکنم.
زیاده روی کرده بودم!
در دوست داشتن فرد مقابلم، من حسابی زیاده روی کرده بودم.
اما بخدا که چاره دیگه ای نداشتم..
اگر بابا میفهمید که خودم هم علاقه ای برای زندگی با پسر حاج صادق ندارم بخدا که نمیگذاشت یک ساعت دیگه توی اون خونه بمونم..
اون وقت من میشدم یک دختر 19 ساله مطلقه که خدا میدونست تا کی باید حرف و حدیث های مردم رو تحمل کنم...
_پرستش!؟
نگاهی بهش ميندازم..
چهره مردونه اش حسابی توی چشم بود..
+بله!
کمی مِن مِن میکنه و در آخر لب میزنه..
_میگم. که... چیزه تو.. توی این چادر راحتی؟!،
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_127
ابروهام بالا میپره که سریع لب میزنه..
_منظوری ندارم! توی دوره ما اکثر آدم های چادری چادر شون رو به خاطر اینکه مادرشون چادری بوده یا خانواده معتقدی بودند انتخاب کردند. من فقط اینو گفتم که بدونی من هیچ مشکلی ندارم با اینکه تو چادرت رو در بیاری..
نفسی تازه میکنه و لب میزنه..
_مهم نگاه توعه..
لبخند کوتاهی میزنم و با ارامش خیره اش میشم...
+ نگاه بفیه رو هم میتونی کنترل کنی؟!
حالا اون است که ابرو هاش بالا پریده و انگار توقع همچین حرفی رو نداره
_چی؟!
پلک هام و باز و بسته میکنم و جواب میدم..
+من حجاب دارم به این دلیل که یک فَرق وجود داره بین تویی که پشت این میز نشستی با کسی که پشت میز کناری هست. مرد های زندگی من ، پدرم، برادرم آدم های غیرتمندی هستن و من هیچ جوره دوست ندارم با غیرتشون بازی کنم..
اخم هاش شدیدا توی هم میره..
انگار توقع نداره اونو جز مرد ها زندگی ام نَشمارم..
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
میدونین توی vip چخبره 😳. امیر علی بدجور وا داده و نمیدونه با پرستش و دلبری هاش چیکار کنه 😭😭😭. خوشکلا
تخفیف گذاشتیم براتون 😃.
اونم چه تخفیفی😍.
به علت افزایش اختلاف چنل اصلی و چنل vip قراره قیمت رو به 95 ببریم..
اما شما میتونین امروز تا ساعت 12 شب با قیمت 80 خریداری کنید 🤝😅
هر کس قصد عضویت داره سریع تر اقدام کنه.
6037997148598346اکبرزاده فیش واریز خودتون رو به آیدی زیر ارسال کنید @ellahe_banoo
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_128
" امیر علی "
بی حوصله در آپارتمان رو باز میکنم و صبر میکنم داخل بشه...
حرفش حسابی کلافه ام کرده بود و خودش هم فهمیده بود..
+ من شب جایی دعوتم ممکنه دیر بیام..
به سمتم برمیگرده و ترس رو توی صورتش میبینم..
دهن باز میکنه چیزی بگه که لب میزنم.
+ میتونی بخوابی، شام هم منتظر من نباش!
این یعنی حرفی برای گفتن بافی نمونده و نگذاشتم دخالت کنه..
میخوام از دَر بیرون برم که صدای آرومش بلند میشه..
_امیر.
دستم روی دستگیره در خُشک میشه و نگاهم به سمتش برمیگردونم..
مردد هست و انگار حرف زدن براش سخته...
_م.. میشه اگه تونستین شب زودتر بیاین؟!
بدون هیچ حرفی در رو میبندم و به سمت ماشینم میرم..
باید آماده میشدم..
این مهمونی حسابی برام مهم بود..
لادن اونجا بود..
لادنی که روزی جونم بود
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَــــرســتش عِــشــق » #پارت_128 " امیر علی " بی حوصله در آپارتم
تخفیف گذاشتیم براتون 😃.
اونم چه تخفیفی😍.
به علت افزایش اختلاف چنل اصلی و چنل vip قراره قیمت رو به 95 ببریم..
اما شما میتونین امروز تا ساعت 12 شب با قیمت 80 خریداری کنید 🤝😅
هر کس قصد عضویت داره سریع تر اقدام کنه.
6037997148598346
اکبرزاده
فیش واریز خودتون رو به آیدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo