🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_185
نگاه به چهره جدی اش ميندازم..
+اَمیر علی؟!
سر بالا میاره و جدی نگاهم میکنه.
+اگه برگردی عقب باز هم سر اون سُفره عقد میشینی؟؟
متعجب بهم خیره میشه و ابرویی بالا میندازه.
حق داشت
حتی خودم هم نمیدونستم این سوال از کجا توی ذهنم اومده..
_بزار پاتو نگاه کنم..
ساکت میکشم..
باند دور پام رو باز کرد و نگاهی بهش انداخت..
دست به سمتش برد که صدای ناله ام بلند شد..
سر بالا میاره و نگاهی به چهره غرق دردم میندازه
_لعنتی چرا وقتی هنوز درد داه روش راه میری؟!
بی حرف بهش خیره میشم که از جت بلند میشه و توی صورتم لب میزنه..
_خوشت میاد با سکوتت بهم عذاب وجدان بدی؟!
حتی نمیفهمیدم در مورد چی حرف میزنه.
با بغض و لب هایی که میلرزید لب میزنم.
+بخدا من کاری نکردم!
مات صورتم میشه و چیزی نمیگه.
انگار چیزی گم کرده..
در آخر آشفته دستی به صورتش میکشه و زیر لب زمزمه میکنه.
_ تو لعنتی آخر منو بدبخت میکنی.
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
عضو چنل vip مون شدید ؟!😱
اونجا پارت ۴۰۰ رو هم رد کردیممم🙈
اگر بدونید زندگی امیرعلی و پرستش به کجا کشیده شدهههه😢.
- توی vip بیشتر از ۲۰۰ پارت جلوتریییییم
به خاطر اختلاف ۲۰۰ پارتی که پیدا کردیم قراره قیمت vip رو به ۱۱۰ تومن بالا ببریییییم .
اما یه خبر خوبببببب🤭.
فقط و فقط با مبلغ ۸۹ هزار تومن میتونید عضو چنل vip بشید و ببینید امیر علی چجوری عاشق پرستش شدههههه..
اونجا دیگه یه عالمه اتفاق خفن افتاده .
-جهت عضویت در چنل vip مبلغ ۸۹ هزار تومن رو به شماره کارت زیر واریز کنید..
6037997148598346
اکبرزاده
فیش واریزی رو به شماره کارت زیر ارسال نمایید
@ellahe_banoo
#رمان_کامل_نیست
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_صدسینه
خشکش میزنه از تلخی کلامم
خودمم گیج وسط این معرکه موندم اما..
شاید همین بی کس و کار بودنم باعث شده بود فکر کنند هر چیزی که میخواهنند میتونن به زبون بیارن و منو هر لحظه ویران کنند.
سرفه ای میکنه و سر تکون میده.
_بسیار خب!کاری با من ندارید؟؟
سری به نشونه منفی تکون میدم که به سمت در حرکت میکنه.
ناخودآگاه لب میزنم
+به فواد بگو هیچ وقت نمیبخشمش! هیچ وقت بابت امشب نمیبخشمش. هر چی زودتر تکلیف زندگی منو مشخص کنه... حتی یک دقیقه هم نمیخوام ببینمش..
ساعد خشکش زده و من؟؟
حتی خودم هم نمیدونم این حرفا رو چه کسی به زبون اورده.
بهت زده دست روی دهنم میزارم و اشک توی چشم هام جمع میشه..
ساعد سریع از در بیرون میزنه و صدای گریه و شیون من هم همراهش بلند میشه
سیمین سراسیمه داخل میاد که لب میزنم.
+تورو بقران تنهام بزار سیمین!
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_186
" امیر علی "
سرم زیر شیر آب میگیرم و نفس عمیقی میکشم...
حس میکنم همه گناه هایی که کرده بودم رو خدا میخواست با همین یکی عذابم بده..
نفس عمیقی میکشم و چشم روی هم میزارم.
لعنت به من که حس پسر بچه های 13 ساله رو داشتم که برای اولین بار دختر دیدن...
میترسیدم برم توی اتاق و نتونم خودم رو کنترل کنم.
نه اینکه از نزدیک شدن بهش ابایی داشته باشم نه...
هنوز غرور داشتم مقابلش..
نمیخواستم مثل بقیه بهش دست بزنم و بعد بگم نمیخوامش..
این دختر میوه دست نخورده ای بود که حالا توی دستم افتاده بود..
اصلا...
اصلا چرا تا الان دریغش کرده بودم از خودم ؟!
مگه حقم نبود؟!
حلال نبود؟!
یعنی خودش متوجه نمیشد؟!
کلافه ضربه ای به پیشونی ام میزنم و نفس عمیقی میکشم.
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
https://eitaa.com/joinchat/4056942169C4010c6188d
رمان جدید این نویسنده رو خوندییید ؟
ورژن جدید پرستشههه😌👌
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
https://eitaa.com/joinchat/4056942169C4010c6188d رمان جدید این نویسنده رو خوندییید ؟ ورژن جدید پرست
ورژن جدید پرستش عشققق.
همونقدر مذهبیو پر از هیجاااان🙊😌
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_187
"پرستش "
امیر علی داخل میاد..
اخم کرده؟!
من دلخورش کرده بودم؟!
به سمت پام میره و مشغول پانسمانش میشه..
از شدت دردش اشک توی چشم هام جمع میشه اما جرعت حرف زدن رو هم ندارم..
میترسیدم از داد و فریاد هاش..
بعد از پانسمان پام سرش بالا میاره و زل میزنه به چهره اشکی ام..
_ چته تو؟
بغضم میشکنه و وحشت زده لب میزنم.
+ه.. هیچی بخدا.
از جا بلند میشه و خیره میشه توی صورتم..
_آدم برای هیچی گریه میکنه؟!
چیزی نمیگم که بلند تر داد میزنه.
_با تواممم!
ترسیده دستش چنگ میزنم و با نگاهی ملتمس رو بهش جواب میدم..
+تورو بقران سرم داد نزن..
آروم میشه..
انگار آب روی اتیشه..
دست جلو میاره و اشک زیر گونه ام رو پاک میکنه..
_گریه هات عصبیم میکنه پرستش.. بخدا خودمم نمیفهمم چه مرگمه
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿