eitaa logo
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
42.8هزار دنبال‌کننده
950 عکس
68 ویدیو
0 فایل
بنام خدای عاشق ها... ❤️🌱 یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت تردید نداشت عاشقم، با این حال او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت... " تبلیغات " @tablighat_aron
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » دستی به صورت اشکی ام میکشم که صدای زنگ موبایلم بلند میشه. گیج به سمت موبایل میرم و نگاهی بهش ميندازم. ناشناس بود! متعجب جواب میدم و بی حرف منتظر میمونم. _پرستش؟! با شنیدن صدای حاج صادق بغضم تشدید میشه.. کاش همون موقع باهاش رفته بودم تا امیر علی اینجوری خوردم نکنه. _الو!! خوبی بابا؟ نفس عمیقی میکشم و با صدایی که هنوز هم میلرزید لب میزنم +ممنونم! شما خوب هستید؟! نفس عمیقی میکشه و با مکث جواب میده. _خداروشکر! خوبم بابا... امیرعلی خوبه.!؟ جواب حاجی رو هم نداده بود.!؟ دلخور بودم از دستش اون هم حسابی.. +جواب شما رو هم نداده؟! مکث میکنه. انگار اون هم متعجب شده. _پس حالش خوب نیست... 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛
به علت درخواست های زیاد شما ، تا روز غدیر تخفیف زدیم🍃🤍 اونجا یه اتفاق هایی افتاده که حتی نمی‌تونید حدس بزنید ، فقط تا چهارشنبه ظرفیت رمان رو باز میکنیم😌👏.. - اونجا ۲۵۰ پارت جلوتریم😉 - جهت عضویت در چنل vip رمان پرستش عشق یا قانون عشق به صورت جدا [ پرستش 85 ، قانون 85 ] هزار تومن رو به شماره کارت زیر واریز کنید {جهت دریافت هر دو رمان مبلغ ۱۶۰ هزار تومن واریز کنید } 6037997148598346 اکبرزاده فیش واریزی به آیدی زیر ارسال کنید @ellahe_banoo
آدمی که خیلی دوستتون داره پیش شما ضعیف ترین ورژن خودشه، نقابی نداره، خواهشا آزارش ندین!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » دستهای لرزونم توی هم جمع میکنم و چیزی نمیگم. _پرستش بابا! ازت میخوام یکم امروز هواش رو داشته باشی.. اخم هام توی هم میره. حالش خوب نبود؟! +ب.. برای چی؟! _راستش! امروز سالروز فوت مرضیه خانم هست... مادر امیر علی ابروهام بالا میپره و ناخودآگاه دستم روی پام مشت میشه.. خدا از من بگذره که اینجوری قضاوتش کرده بودم.. نفسم رو با درد بیرون میدم. _یکم بدخلقی میکنه! دست خودش هم نیست. زیاد وابسته اون زن بود و هنوز هم سالروز فوتش نمیتونه خودش رو کنترل کنه با خجالت توی خودم جمع میشم و دلم میخواد همین حالا پرواز کنم و توی بغل بگیرمش! + ممنون که اطلاع دادید! _اگه دیدی خیلی اذیتت میکنه زنگ بزن میام دنبالت.. نفس عمیقی میکشم و از آیینه نگاهی به خودم ميندازم. + اذیتم نکرده! 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛
دیدمش از دور اما، او مرا اصلا ندید بی‌تفاوت از کنارم رد شد و ویران شدم💔 شـــعر
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_صد‌پنجآه‌چهار دستش به سمت قاب عکس م
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 عصبی از جا بلند میشم و به سمتش میرم.. ترسیده دستش دور بند ساک محکم میشه که توی صورتش لب میزنم. + به اون یارو ح.. ر ومی هم بگو! این زندگی، زندگی نمیشه براش.. جهنمهههه سیمین ترسیده چشم روی هم میزاره و از کنارم رد میشه. عصبی دست مشت شده او کف دست دیگه ام میکوبم و کلافه دست توی موهام میکشم. داشتم دیونه میشدم.. نگاهی به موبایلم انداختم و شماره مرتاض رو میگیرم.. جواب نمیده.. عصبی فحشی زیر لب نثارش میکنم و به سمت در خونه میرم.. توی یک پیام براش مینویسم " یک نوشیدنی خوب بیار در خونه! خونه بابام.." گوشی توی جیبم میزارم و نگاهی به ماشین بابا ميندازم. واقعا به چه قیمتی قید زندگی آرامم رو زده بودم؟! مستانه؟ همانی که حتی نتوانست جلوی هوی و هوسش رو بگیره؟! 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼
- عشق‌ شاید اشتباهی‌ بینِ‌ ما باشد‌ ولی ؛ گاه‌گاهی‌ حالِ‌ ما را اشتباهی‌ خوب‌ کن:)🩶! .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » شربت گلاب روی میز میزارم و نگاهی به صورت رنگ پریده ام ميندازم. دستی به صورتم میکشم و صلواتی میفرستم. حس میکنم قلبم داشت از دهنم میومد بیرون و میترسیدم باز هم پَسم بزنه! طاقت بی رحمی هاش رو نداشتم و سریع به گریه می افتادم. تقه ای به در میزنم و داخل میشم.. دود سیگار بود که توی صورتم خورد. تمام تلاشم رو کردم که به سرفه نمیوفتم... جلو میرم که صدای خش دارش بلند میشه. _برو بیرون پرستش! من امروز حالم خوب نیست سَر تو خالی میکنم. چیزی نمیگم و شربت روی میزش میزارم.. کنار دستش میشینم. اتاق پر از دود سیگار و به سختی صورتش دیده میشه. اما به راحتی میتونم چشم های سرخش رو ببینم! دست جلو میبرم و دستش بین دستهام میگیرم!. متعجب بهم خیره میشه که نقس عمیقی میکشم.. +من معذرت میخوام. 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛