eitaa logo
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
43.4هزار دنبال‌کننده
956 عکس
67 ویدیو
0 فایل
بنام خدای عاشق ها... ❤️🌱 یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت تردید نداشت عاشقم، با این حال او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت... " تبلیغات " @tablighat_aron
مشاهده در ایتا
دانلود
از یه سنی به بعد دیگه نمیشه دوست صمیمی پیدا کرد. باید مراقب قدیمی‌ها بود! با جدیدها هیچ‌وقت نمیشه صمیمی شد، حتی اگه زمانِ زیادی رو با هم بگذرونید🌱❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بالاخره به خنده می‌وفتم و دستم مقابل لبهام میگیرم. سر پایین ميندازم و لبهای خشکم و تر میکنم. زبون باز زرنگی بود! از آنهایی که نمیدونی چجوری توی دام‌‌ش اقتادی بی حرف مشغول نگاه کردن به بیرون میرم و با دیدن مسیر آشنایی بهت زده سمتش برمیگردم +داری میری خونه ما؟! نگاه زیر چشمی بهم انداخت و تمام تلاشش روی این بود دو طرف لب هاش کش نیاد. _فکر کردی باهات شوخی دارم؟! اصلا شاید اونجا خیلی جلوتر از بوسه رفتیم!.. وای که حالا داشت حرصم رو در می آورد.. حرصی خودمو توی بغل میگیرم و لب میزنم +منم نمیام! نفسی تازه میکنه و جواب میده _دست خودته! منم میتونم بگم پرستش گفته نمیخواد فعلا شما رو ببینه منم دیدم به دور از ادبه نیام خد.. مشتم به بازو اش میکوبم و لب میزنم. +خیلی بدی! داری حرصم رو میاری! چیزی نمیگه و باز هم به راهش ادامه میده. وحشت زده به خیابونمون خیره میشم.. دست روی دهنم میزارم و متعجب لب میزنم +باورم نمیشه! رسیدیم..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق » نفسم با درد بیرون میدم و منتظرم ادامه حرفش رو بگه. اون لبخند ریز گوشه لباش و نگاه خیره اش انگار که داره هیجانی ترین سکانس دنیا رو میبینه و نمیخواد حتی یک لحظه اش رو هم از دست بده _امشب توی بغلم بخوابی! به سرعت شیشه ماشین پایین میکشم و چادرم رو جمع میکنم. با دیدن من بلند میخنده و دست جلو میاره و شونه ام رو بین دستهاش میگیره.. بوسه ای روی گونه ام میشونه. _ خجالت کشیدنت خیلیی باحاله. حاضرم تا آخر عمر سر به سرت بزارم. سریع لب میزنم +یعنی الان سر به سرم گذاشتی.؟! دستهاش توی هم حلقه میکنه و ابرویی بالا میندازه. _نه متأسفانه! جفت شرط هام واقعی هستن! لبهام توی هم جمع میکنم و غمگین زل میزنم بهش که ماشین روشن میکنه! _خودتو اذیت نکن! امشبو خونه بابات نمیریم. نفس راحتی میکشم و توی جام بند میشم. همین کافی بود برای آروم شدنم. 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛
روزگاری‌ست که هم‌صحبت من تنهایی‌ست. - هوشنگ ابتهاج
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا