eitaa logo
دانلود
دارم
فوت می‌شم از خستگی‌.
اون لباس های سفید قمه هایی که تو غلاف بود..
چی بود امروز.
از شبِ عاشورام راضی بودم.
با جون و دل روضه گوش دادم. با جون و دل سینه زدم.
هیئت ستوده جوری بود که خانوم ها از سر و گردنشون خون میچکید بخاطر لطمه زنی. اما نیاز ندونستم که باهاشون همراه شم‌. همین. مهم با قلب سینه زدنه‌.
انتصار هم میگفت.. میگفت من قمه زنی رو قبول ندارم. عده کثیری از کسایی که تو قمه زنی شرکت میکنن اصلا نماز جماعت نمیخونن‌. در صورتی که امام حسین از چی حرف میزد؟ دین؟ ایمان؟ نماز؟ قیامش سرِ چی بود!؟
من از گرمای هوا چیزی متوجه نشدم به لطف کَرَم امام حسین.. من حتی آفتاب قم رو نمیتونم‌ تجمل کنگ چه برسه کربلا‌. اما هیچی نفهمیدم.
ولی خب بدنم واکنش نشون داده و پوستم ریخته بیرون‌. کِرِمی که دکتر بهم داده خونمونه و اگر زود بر نگردم خونه دیگه نمی‌شه کاریش کرد.