هِی میپرسه باورت میشه الان اینجا باشی؟ میگم نه، معلومه که نه. همش با خودم میگم حسین جان، جونم رو همینجا بگیر بلکه روحم از جسمم جدا بشه و بفهمه که خواب نبودم.. بفهمم که رویا نیست.. بفهمم که آخرین لحظه های عمرم با عشقِ حسین و استشمامِ عطرِ حرمِ حسين بن علي گذشت.
خدایا نذار به روز های تاریکم برگردم.
خدایا، نذار یادم بره که این حُبِّ حسین، چجور نجاتم داد.
اگر این پیام رو میبینید، بدونید به نیتتون دو رکعت نماز تو حرمِ امام حسین خونده شد.
فقط بشینم یه گوشه و تا زمانی که احساس کنم دیگه نمیتونم، تماشا کنم روضه خونی رو و اشک بریزم..