eitaa logo
دانلود
ولی خب آروم شدم. نه اینکه سالِ بعد با کیهان میام؛ برای اینکه یکی بهم گفت سالِ بعد هم دوباره می‌ری:)
وگرنه که تو پاتو بذار تو بین الحرمین، فشارِ خالصه.
زهرا بازوی داداشم، مامانم بازوی بابام؛ اطرافم که همه دوتایی منم این وسط تنهایی نگاه می‌کردم به کاشی های حرم امام حسین و اشک می‌ریختم・ᴗ・
آه این دوتا سفرِ آخر با کل بار هایی که عراق اومدم چقدر فرق می‌کرد:)
ساحل معجزه رو به چشم خودم دیدم خالم میخواستن بیان کربلا و بلیط‌شون ساعت ۷ونیم بود و من تازه ۶ اجازه‌م صادر شد برم توی ۲۰ دقیقه وسایلمو جمع کردم(((: اومدم توی شهر کلی ترافیک بود و شانس من اتوبوس نیم ساعت تاخیر داشت و تونستم برسم((((: - زنن توروخدا کلی دعام کن:)))
وای بخدا مهربون تر از این مردم عراق ندیدم. کاش ایرانی ها یکم مهربون تر بودن.
یه جوری این خادما‌ تو بین الحرمین‌ برام چون زن بودم راه باز می‌کردن که مردا به تنم‌ نخورن:))) احساس پرنسس‌ بودن‌ بهم می‌دادن.
وای بعد من یه پلیس بد اخلاق تو اینا ندیدم. به طرز عجیبی همشون خوبن‌ باهام‌.
می‌شینن دور هم دلم می‌خواد یه فلاسک با خودم بیارم برای همه چایی بریزم بشینیم حرف بزنیم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه خانومه وسایلش گم شده بود اومده بود دم ایستگاه‌ بعد منم اونجا نشسته بودم داشتم استراحت می‌کردم این می‌خواست ارتباط بگیره بلد نبود‌ من دست و پا شکسته این منظور این دو تا رو به هم رسوندم‌. انقدر خوششون میاد زبونشونو‌ می‌فهمی😂