eitaa logo
پشتیبان بدیل
5 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مستندات مطالب کانال بدیل در این کانال پشتیبان بارگزاری می گردد
مشاهده در ایتا
دانلود
🖇 پیوست سوم سلسله یادداشت: اتحاد ملی و چالش های اخلاقی 🖋فرق بین عدل و قسط و انصاف ▪️تعریف انصاف : انصاف در لغت به معنای عدل آمده است. و النَّصَفَة : اسم الإِنْصاف ، و تفسيره [أن تعطيه من نفسك النِّصْف ] أي تعطي من نفسك ما يستحق من الحق كما تأخذه. العین، جلد: ۷، صفحه ۱۳۳ - تهذیب اللغة، جلد: ۱۲، صفحه: ۱۴۳ ( أَنْصَفْتُ‌ ) الرَّجُلَ ( إِنْصَافاً ) عَامَلْتُهُ بِالْعَدْلِ و القِسْطِ وَ الاِسْمُ ( النَّصَفَةُ‌ ) بِفَتْحَتَيْنِ لِأَنَّكَ أَعْطَيْتَهُ مِنَ الْحَقِّ مَا تَسْتَحِقُّهُ لِنَفْسِكَ المصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي، جلد: ۲، صفحه: ۶۰۸ الإِنْصَافُ‌ : العَدْلُ‌، و الاسْمُ‌: النَّصَفُ‌ و النَّصَفَةُ‌ ، مُحرّكتَينِ‌. القاموس المحیط، جلد: ۳، صفحه: ۲۶۹ ▪️الفروق فی اللغة، ابوهلال عسکری، ص ۲۲۸ (الفرق) بينه (العدل) و بين الإنصاف أن الانصاف إعطاء النصف، و العدل يكون في ذلك و في غيره ألا ترى أن السارق اذا قطع قيل انه عدل عليه و لا يقال انه أنصف، و أصل الانصاف أن تعطيه نصف الشيء و تأخذ نصفه من غير زيادة و لا نقصان و ربما قيل أطلب منك النصف كما يقال أطلب منك الانصاف ثم استعمل في غير ذلك مما ذكرناه و يقال أنصف الشيء اذا بلغ نصف نفسه و نصف غيره اذا بلغ نصفه. (الفرق) بين العدل و القسط أن القسط هو العدل البين الظاهر و منه سمي المكيال قسطا و الميزان قسطا لأنه يصور لك العدل في الوزن حتى تراه ظاهرا و قد يكون من العدل ما يخفى و لهذا قلنا ان القسط هو النصيب الذي بينت وجوهه و تقسط القوم الشيء تقاسموا بالقسط. ▪️ ابوهلال عسکری، ادیب و لغت‌شناس برجسته سده چهارم هجری، در کتاب «الفروق فی اللغة» این تفاوت‌ها را بیان می‌کند. او در تفاوت میان عدل و انصاف می‌گوید: انصاف تقسیم برابر در امور حسی است، ولی عدالت هم در محسوس و هم در غیرمحسوس کاربرد دارد. برای مثال، وقتی دست دزدی قطع می‌شود، از عدالت سخن می‌گوییم، نه «انصاف». او همچنین در تمایز عدل و قسط بیان می‌کند: قسط همان عدالت روشن و آشکار است، در حالی که از عدل اموری است که مخفی و نهان می‌باشد. ▪️اینکه در متن، انصاف را «جنبه اخلاقی و وجدانی عدالت» دانسته‌ایم، ریشه در برداشت عرفی از این واژه دارد. همان‌گونه که در «الفروق فی اللغة» تبیین شده، مواردی وجود دارد که حکم به عدالت می‌شود اما مفهوم انصاف در آن صدق نمی‌کند؛ این تمایز، نشان‌دهنده تفاوت درک عمومی از این دو مفهوم است. افزون بر این، برخی روایات نیز انصاف را به معنای «خواستن همان چیز برای دیگران که برای خود می‌پسندیم» تعریف کرده‌اند «الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 144، حدیث3»، که خود متضمن رفتاری همراه با مروت و دارای ابعاد اخلاقی است. 🌐 @Pbadil 🌐 @Mtaebi
🖇 پیوست چهارم سلسله یادداشت: اتحاد ملی و چالش های اخلاقی 🖋 انصاف، گره‌گشای اختلافات و معمار اتحاد 🔸غرر الحکم و درر الکلم ▪️الْإِنْصَافُ‏ يَرْفَعُ الْخِلَافَ وَ يُوجِبُ الِائْتِلَاف‏ انصاف، اختلاف را از میان برمی‌دارد و الفت و یکدلی می‌آفریند. ▪️الْإِنْصَافُ‏ يَأْلِفُ [يَتَأَلَّفُ‏] الْقُلُوب‏ انصاف، دل‌ها را الفت می‌بخشد و به هم نزدیک می‌کند. ▪️معَ الْإِنصَافِ تَدُومُ الْأُخُوَّةُ با انصاف، برادری پایدار می‌ماند. ▪️الْإِنْصَافُ‏ أَفْضَلُ الْفَضَائِل‏ انصاف، برترین فضیلت است ▪️الْإِنْصَافُ‏ يَسْتَدِيمُ الْمَحَبَّة انصاف، محبت را پایدار می‌سازد ▪️علَى الْإِنْصَافِ‏ تَرْسُخُ الْمَوَدَّة بر پایه انصاف، دوستی ریشه‌دار و پایدار می‌شود. 🔸الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 144 تا 148 - باب العدل و الانصاف ▪️عَنْ جَارُودِ أَبِي الْمُنْذِرِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ سَيِّدُ الْأَعْمَالِ ثَلَاثَةٌ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ حَتَّى لَا تَرْضَى بِشَيْ‏ءٍ إِلَّا رَضِيتَ لَهُمْ مِثْلَه‏ سرآمد کارها (و بهترین اعمال) سه چیز است: انصاف داشتن با مردم از جانب خودت؛ به گونه‌ای که برای ایشان به چیزی راضی نشوی، مگر آنکه همانندش را برای خود نیز بپسندی ▪️عنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي كَلَامٍ لَهُ‏ أَلَا إِنَّهُ مَنْ يُنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ لَمْ يَزِدْهُ اللَّهُ إِلَّا عِزّاً. از این روایت برداشت می شود جماعت و اجتماعی که در بین آنها انصاف رواج داشته باشد، آن جامعه عزت و سرافرازی می یابد. ▪️عنْ زُرَارَةَ عَنِ الْحَسَنِ الْبَزَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي حَدِيثٍ لَهُ‏ أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِأَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ فَذَكَرَ ثَلَاثَةَ أَشْيَاءَ أَوَّلُهَا إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ. آیا شما را از سخت‌ترین چیزی که خداوند بر بندگانش واجب کرده است، باخبر نسازم؟ پس (پیامبر) سه چیز را برشمرد که نخستین آن‌ها، انصاف داشتن با مردم از جانب خودت است. 🌐 @Pbadil 🌐 @Mtaebi
🖇 پیوست پنجم سلسله یادداشت: اتحاد ملی و چالش های اخلاقی ضرورتِ رعایت انصاف و پرهیز از بی‌انصافی در بیانات رهبر انقلاب https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=45477 🌐 @Pbadil 🌐 @Mtaebi
استاد مفیدی.ogg
زمان: حجم: 2.1M
برکت علمی در طلبگی هیچ چیزی را در فضای طلبگی، پر برکت تر از مراجعات منفرد ندیدم آیت‌الله‌مفیدی «دام‌ظله» 🌐 @Pbadil
🖇 پیوست یادداشت: محبت و مردمی‌بودن؛ دو بال تعالی فرهنگی اربعین روایت صحیحه از تهذيب الأحکام ج ۱، ص ۴۵۴ 💠 امام باقر (علیه السلام): عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَضَرَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ جَنَازَةَ رَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ وَ أَنَا مَعَهُ وَ كَانَ فِيهَا عَطَاءٌ فَصَرَخَتْ صَارِخَةٌ فَقَالَ عَطَاءٌ لَتَسْكُتِنَّ أَوْ لَنَرْجِعَنَّ قَالَ فَلَمْ تَسْكُتْ فَرَجَعَ عَطَاءٌ قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ عَطَاءً قَدْ رَجَعَ قَالَ «وَ لِمَ» قُلْتُ صَرَخَتْ هَذِهِ اَلصَّارِخَةُ فَقَالَ لَهَا لَتَسْكُتِنَّ أَوْ لَنَرْجِعَنَّ فَلَمْ تَسْكُتْ فَرَجَعَ فَقَالَ «اِمْضِ بِنَا فَلَوْ أَنَّا إِذَا رَأَيْنَا شَيْئاً مِنَ اَلْبَاطِلِ مَعَ اَلْحَقِّ تَرَكْنَا لَهُ اَلْحَقَّ لَمْ نَقْضِ حَقَّ مُسْلِمٍ». https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/85368 💠 زراره می‌گوید: من همراه امام باقر (علیه السلام) در تشییع جنازه مردی از قریش حاضر بودم. عطاء (فقیه سرشناس مکه) نیز در آنجا بود. ناگهان زنی شیون کرد. عطاء گفت: «یا ساکت می‌شوی یا برمی‌گردیم.» زن ساکت نشد و عطاء بازگشت. به امام باقر (علیه السلام) گفتم: «عطاء بازگشت.» امام پرسید: «چرا؟» گفتم: «زنی شیون کرد و عطاء به او گفت یا ساکت شو یا برمی‌گردیم، اما او ساکت نشد و عطاء بازگشت.» امام فرمودند: «با ما بیا. اگر هرگاه که باطلی را همراه حق ببینیم، به خاطر آن، حق را ترک کنیم، نمی‌توانیم حق هیچ مسلمانی را ادا کنیم.» 🌐 @Pbadil 🌐 @Mtaebi
🖇ضمیمۀ یادداشت سوم از سلسله یادداشت های وحدت ملی و چالش های اخلاقی فیش‌های اختلاف سلیقه https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=4611
🔗 پیوست اول یادداشت: «جامعۀ متفرّق خیر و برکت نخواهد دید» فَإِيَّاكُمْ وَ اَلتَّلَوُّنَ فِي دِينِ اَللَّهِ فَإِنَّ جَمَاعَةً فِيمَا تَكْرَهُونَ مِنَ اَلْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فِيمَا تُحِبُّونَ مِنَ اَلْبَاطِلِ وَ إِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يُعْطِ أَحَداً بِفُرْقَةٍ خَيْراً مِمَّنْ مَضَى وَ لاَ مِمَّنْ بَقِيَ 🔖 پیام امام آیت الله مکارم شیرازی «مد‌ظله»، شرح خطبه ۱۶۷ ‌سپس امام عليه السّلام به سراغ دوّمين موضوع مهم كه وحدت صفوف مسلمين است مى‌رود و مى‌فرمايد: «مبادا در دين خدا به رنگ‌هاى مختلف درآييد؛ چرا كه اتحاد و اجتماع در راه حق - هر چند خوشايند شما نباشد - از پراكندگى در راه باطلى كه مورد علاقۀ شماست بهتر است و (بدانيد) خداوند سبحان به هيچ كس، نه از گذشتگان و نه باقى ماندگان به سبب اختلاف و تفرقه، نتيجۀ خوبى نبخشيده است» (فإيّاكم و التّلوّن في دين اللّه، فإنّ‌ جماعة فيما تكرهون من الحقّ‌، خير من فرقة فيما تحبّون من الباطل. و إنّ‌ اللّه سبحانه لم يعط أحدا بفرقة خيرا ممّن مضى، و لا ممّن بقي) . تعبير «فإيّاكم و التّلوّن في دين اللّه» اشاره به اين است كه هر گروهى رنگى به خود بگيرد و برنامه‌اش را از ديگران جدا سازد، خواه در برنامه‌هاى عقيدتى باشد يا عملى، اين تلون و رنگارنگ شدن، سبب پراكندگى صفوف و به هدر رفتن نيروها و گاه جنگ‌هاى داخلى مى‌شود و سرنوشت جامعه و منافع آن را به خطر مى‌اندازد. هرگاه - همان گونه كه امام عليه السّلام در سخن ياد شده فرموده - افراد جامعه در مسائل ساده انعطاف به خرج دهند و در امورى كه بر خلاف سليقۀ آن‌هاست دندان بر جگر بگذارند و تحمل پيشه كنند به يقين وحدت حاكم مى‌شود و آرامش و عظمت به جامعه باز مى‌گردد. هرگز در طول تاريخ - باز همان گونه كه امام عليه السّلام فرموده - اختلاف و پراكندگى صفوف منشأ خير و بركت نبوده و مشكلى را حل نكرده است. 🌐 @Pbadil 🌐 @Mtaebi
🔗 پیوست دوم یادداشت: «جامعۀ متفرّق خیر و برکت نخواهد دید» 🔖 فی ظلال نهج البلاغه، مرحوم محمد جواد المغنیۀ، شرح خطبۀ ۱۶۷ ‮(فإياكم و التلون في دين اللّه) و كلمة التلون في الدين تومئ الى النفاق بإخفاء الكفر، و إظهار الإيمان، و لكن المراد بها هنا الفرقة و شتات الكلمة، لأن الخلاف و الصراع لا يستدعي إخفاء البغض و الكراهية، و إظهار الود و المحبة، و هو لون من النفاق (فإن جماعة فيما تكرهون من الحق خير من فرقة فيما تحبون من الباطل) . يشير بهذا الى ما يسمى اليوم بالوحدة الوطنية أو القومية، أو بالجبهة الداخلية، و المعنى ان وحدة الصفوف، و دفن الخلافات مهما تنوعت، و تعاون الجميع بلا اعتبار لدين أو لون لتحقيق الهدف المشترك هو سبيل التقدم، و مفتاح النصر على العدو الخارجي، و إذا كان للخلافات في وجهة النظر حول بعض القضايا، إذا كان لها ما يبررها في الظروف العادية فليس لها أي مبرر في ظروف مواجهة العدو، أو أية مصلحة من المصالح الكبرى، بل هي ضرر محض لا يستفيد منها إلا من يتربص بالوطن شرا، و الوطن للجميع لا لفئة دون فئة. و قد رأينا الدول و الشعوب تتعاون و تعقد الأحلاف لحل مشكلاتها المشتركة على ما بينها من تباعد و تباين في اللغة و الدين و التراث و النظام، فكيف بأبناء الوطن الواحد، و الدين الواحد، و اللغة الواحدة. ‮(و ان اللّه سبحانه لم يعط أحدا بفرقة خيرا ممن مضى، و لا ممن بقي) أبدا ما من قوم من الأمم الخالية أو الباقية أنجزوا شيئا يعود عليهم بالنفع، و هم شتى قلوبا و أهدافا، يسيرون، و لكن بلا هدف موحد، و يتحركون، و لكن بلا قاسم مشترك. 🌐 @Pbadil 🌐 @Mtaebi
پیوست یادداشت: «کرامتی از امام حسن عسکری علیه السلام» اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، شیخ حر عاملی، جلد ۵، صفحه ۴۷: قَالَ أَبُو هَاشِمٍ: ثُمَّ لَمْ تَطُلْ مُدَّةُ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ فِی الْحَبْسِ إِلاَّ أَنْ قُحِطَ النَّاسُ بِسُرَّ مَنْ رَأَی قَحْطاً شَدِیداً فَأَمَرَ الْخَلِیفَةُ الْمُعْتَمِدُ عَلَی اللَّهِ ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ بِخُرُوجِ النَّاسِ إِلَی الاِسْتِسْقَاءِ فَخَرَجُوا ثَلاَثَةَ أَیَّامٍ یَسْتَسْقُونَ وَ یَدْعُونَ فَلَمْ یُسْقَوْا، فَخَرَجَ الْجَاثَلِیقُ فِی الْیَوْمِ الرَّابِعِ إِلَی الصَّحْرَاءِ وَ خَرَجَ مَعَهُ النَّصَارَی وَ الرُّهْبَانُ وَ کَانَ فِیهِمْ رَاهِبٌ کُلَّمَا مَدَّ یَدَهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ رَفَعَهَا هَطَلَتْ بِالْمَطَرِ ثُمَّ خَرَجُوا فِی الْیَوْمِ الثَّانِی وَ فَعَلُوا کَفِعْلِهِمْ أَوَّلَ یَوْمٍ فَهَطَلَتِ السَّمَاءُ بِالْمَطَرِ وَ سُقُوا سُقْیَا شَدِیداً حَتَّی اسْتَعْفَوْا فَعَجِبَ النَّاسُ مِنْ ذَلِکَ وَ دَاخَلَهُمْ الشَّکُّ وَ صَغَا بَعْضُهُمْ إِلَی دِینِ النَّصْرَانِیَّةِ فَشَقَّ ذَلِکَ عَلَی الْخَلِیفَةِ، فَأَنْفَذَ إِلَی صَالِحِ بْنِ وَصِیفٍ أَنْ أَخْرُجْ أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ مِنَ السِّجْنِ وَ ائْتِنِی بِهِ، فَلَمَّا حَضَرَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ عِنْدَ الْخَلِیفَةِ قَالَ لَهُ: أَدْرِکْ أُمَّةَ مُحَمَّدٍ فِیمَا لَحِقَ بَعْضَهُمْ فِی هَذِهِ النَّازِلَةِ فَقَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ: دَعْهُمْ یَخْرُجُونَ غَدَا الْیَوْمِ الثَّالِثِ قَالَ: قَدِ اسْتَعْفَی النَّاسُ مِنَ الْمَطَرِ وَ اسْتَکْفَوْا فَمَا فَائِدَةُ خُرُوجِهِمْ قَالَ: لِأُزِیلَ الشَّکَّ عَنِ النَّاسِ وَ مَا وَقَعُوا فِیهِ مِنْ هَذِهِ الْوَرْطَةِ الَّتِی أَفْسَدُوا فِیهَا عُقُولاً ضَعِیفَةً، فَأَمَرَ الْخَلِیفَةُ الْجَاثَلِیقَ وَ الرُّهْبَانَ أَنْ یَخْرُجُوا أَیْضاً فِی الْیَوْمِ الثَّالِثِ عَلَی جَارِی عَادَتِهِمْ، وَ أَنْ یَخْرُجُوا النَّاسُ فَخَرَجَ النَّصَارَی وَ خَرَجَ لَهُمْ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ وَ مَعَهُ خَلْقٌ کَثِیرٌ فَوَقَفَ النَّصَارَی عَلَی جَارِی عَادَتِهِمْ یَسْتَسْقُونَ إِلاَّ ذَلِکَ الرَّاهِبُ مَدَّ یَدَیْهِ رَافِعاً لَهُمَا إِلَی السَّمَاءِ وَ رَفَعَتِ النَّصَارَی وَ الرُّهْبَانُ أَیْدِیَهُمْ عَلَی جَارِی عَادَتِهِمْ فَغُیِّمَتْ السَّمَاءُ فِی الْوَقْتِ وَ نَزَلَ الْمَطَرُ فَأَمَرَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ الْقَبْضَ عَلَی یَدِ الرَّاهِبِ وَ أَخَذَ مَا فِیهَا فَإِذَا بَیْنَ أَصَابِعِهِ عَظْمُ آدَمِیٍّ فَأَخَذَهُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ وَ لَفَّهُ فِی خِرْقَةٍ وَ قَالَ اسْتَسْقِ، فَانْکَشَفَ السَّحَابُ وَ انْقَشَعَ الْغَیْمُ وَ طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَعَجِبَ النَّاسُ مِنْ ذَلِکَ وَ قَالَ الْخَلِیفَةُ: مَا هَذَا یَا أَبَا مُحَمَّدٍ؟ فَقَالَ: عَظْمُ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ظَفِرَ بِهِ هَؤُلاَءِ مِنْ بَعْضِ قُبُورِ الْأَنْبِیَاءِ وَ مَا کُشِفَ عَظْمُ نَبِیٍّ تَحْتَ السَّمَاءِ إِلاَّ هَطَلَتْ بِالْمَطَرِ، وَ اسْتَحْسَنُوا ذَلِکَ فَامْتَحَنُوهُ فَوَجَدُوهُ کَمَا قَالَ، فَرَجَعَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ إِلَی دَارِهِ بِسُرَّمَنْ رَأَی وَ قَدْ أَزَالَ عَنِ النَّاسِ هَذِهِ الشُّبْهَةَ وَ قَدْ سُرَّ الْخَلِیفَةُ وَ الْمُسْلِمُونَ بِذَلِکَ وَ کَلَّمَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ الْخَلِیفَةَ فِی إِخْرَاجِ أَصْحَابِهِ الَّذِینَ کَانُوا مَعَهُ فِی السِّجْنِ فَأَخْرَجَهُمْ وَ أَطْلَقَهُمْ لَهُ وَ أَقَامَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بِسُرَّمَنْ رَأَی بِمَنْزِلِهِ بِهَا مُعَظَّماً مُکَرَّماً مُبَجَّلاً وَ صَارَتْ مخفی صِلاَتُ الْخَلِیفَةِ وَ أَنْعَامُهُ تَصِلُ إِلَیْهِ فِی مَنْزِلِهِ إِلَی أَنْ قَضَی تَغَمَّدَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ. وَ رُوِیَ هَذَا الْحَدِیثُ فِی غَیْرِهِ مِنْ کُتُبِ أَهْلِ السُّنَّةِ مِنْهَا «نُورُ الْأَبْصَارِ» ص ۲۲۵ ط. الْعُثْمَانِیَّةِ بِمِصْرَ. «جَوَاهِرُ الْعَقْدَیْنِ» عَلَی مَا فِی الینابیع ص ۳۹۶ ط اسلامبول «اَلصَّوَاعِقَ» ص ۱۲۴ ط حَلْبَ. «یَنَابِیعَ الْمَوَدَّةِ» ج ۳ ط الْعِرْفَانِ «مِفْتَاحُ النجا» ص ۱۸۹ مخطوط «رشفة الصادی» ص ۱۹۶ ط مِصْرَ. https://lohedana.ir/books/1006566005 🌐 @Pbadil 🌐 @Mtaebi
💠 اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات اثر شیخ حر عاملی «رحمه‌الله» این کتاب به نقل احادیثی می‌پردازد که دلالت بر نبوت پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله» و امامت ائمه اطهار «علیهم‌السلام» دارد و همچنین کرامات و معجزات ایشان را روایت می‌کند. 🔸 جلد ۵ صفحات ۱۰ تا ۵۰، به کرامات و معجزاتی که از امام حسن عسکری «علیه‌السلام» نقل شده، اختصاص یافته است و محتوایی شیرین و جذاب دارد. 📖 برای مطالعه متن کامل این بخش: 🔗 lohedana.ir/books/1006566005 🌐 @Mtaebi
🔗 التفسير المنسوب إلی الإمام العسكري عليه السلام جلد۱ صفحه ۵۹۵ وَ لَقَدْ جَاءَ رَجُلٌ يَوْماً إِلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ‌ بِرَجُلٍ يَزْعُمُ أَنَّهُ قَاتِلُ أَبِيهِ فَاعْتَرَفَ‌، فَأَوْجَبَ عَلَيْهِ اَلْقِصَاصَ‌، وَ سَأَلَهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُ لِيُعْظِمَ اَللَّهُ ثَوَابَهُ‌، فَكَأَنَّ نَفْسَهُ لَمْ تَطِبْ بِذَلِكَ‌. فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ‌ لِلْمُدَّعِي وَلِيِّ اَلدَّمِ اَلْمُسْتَحِقِّ لِلْقِصَاصِ‌: إِنْ كُنْتَ تَذْكُرُ لِهَذَا اَلرَّجُلِ عَلَيْكَ حَقّاً فَهَبْ لَهُ هَذِهِ اَلْجِنَايَةَ‌، وَ اِغْفِرْ لَهُ هَذَا اَلذَّنْبَ‌. قَالَ‌: يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ لَهُ عَلَيَّ حَقٌّ وَ لَكِنْ لَمْ يَبْلُغْ [بِهِ‌] أَنْ أَعْفُوَ لَهُ عَنْ قَتْلِ وَالِدِي. قَالَ‌: فَتُرِيدُ مَا ذَا قَالَ‌: أُرِيدُ اَلْقَوَدَ فَإِنْ أَرَادَ لِحَقِّهِ عَلَيَّ أَنْ أُصَالِحَهُ عَلَى اَلدِّيَةِ صَالَحْتُهُ وَ عَفَوْتُ عَنْهُ‌. قَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ‌ : فَمَا ذَا حَقُّهُ عَلَيْكَ قَالَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ لَقَّنَنِي تَوْحِيدَ اَللَّهِ وَ نُبُوَّةَ رَسُولِ اَللَّهِ‌ ، وَ إِمَامَةَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ‌ وَ اَلْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ‌. فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ‌ : فَهَذَا لاَ يَفِي بِدَمِ أَبِيكَ‌! بَلَى وَ اَللَّهِ‌، هَذَا يَفِيَ بِدِمَاءِ أَهْلِ اَلْأَرْضِ كُلِّهِمْ مِنَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ سِوَى [اَلْأَنْبِيَاءِ وَ] اَلْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ‌ إِنْ قُتِلُوا فَإِنَّهُ لاَ يَفِي بِدِمَائِهِمْ شَيْ‌ءٌ‌، أَ وَ تَقْنَعُ مِنْهُ بِالدِّيَةِ قَالَ‌: بَلَى. قَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ‌ لِلْقَاتِلِ‌: أَ فَتَجْعَلُ لِي ثَوَابَ تَلْقِينِكَ لَهُ‌ حَتَّى أَبْذُلَ لَكَ اَلدِّيَةَ فَتَنْجُوَ بِهَا مِنَ اَلْقَتْلِ قَالَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ أَنَا مُحْتَاجٌ إِلَيْهَا، وَ أَنْتَ مُسْتَغْنٍ عَنْهَا فَإِنَّ ذُنُوبِي عَظِيمَةٌ‌، وَ ذَنْبِي إِلَى هَذَا اَلْمَقْتُولِ أَيْضاً بَيْنِي وَ بَيْنَهُ‌، لاَ بَيْنِي وَ بَيْنَ وَلِيِّهِ هَذَا. قَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ‌ : فَتَسْتَسْلِمُ لِلْقَتْلِ أَحَبُّ إِلَيْكَ مِنْ نُزُولِكَ عَنْ ثَوَابِ هَذَا اَلتَّلْقِينِ قَالَ‌: بَلَى يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ‌ . فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ‌ لِوَلِيِّ اَلْمَقْتُولِ‌: يَا عَبْدَ اَللَّهِ قَابِلْ بَيْنَ ذَنْبِهِ هَذَا إِلَيْكَ‌، وَ بَيْنَ تَطَوُّلِهِ عَلَيْكَ‌، قَتَلَ أَبَاكَ فَحَرَمَهُ لَذَّةَ اَلدُّنْيَا، وَ حَرَمَكَ اَلتَّمَتُّعَ بِهِ فِيهَا، عَلَى أَنَّكَ إِنْ صَبَرْتَ وَ سَلَّمْتَ فَرَفِيقُ أَبِيكَ‌ فِي اَلْجِنَانِ‌ ، وَ لَقَّنَكَ اَلْإِيمَانَ فَأَوْجَبَ لَكَ بِهِ جَنَّةَ اَللَّهِ اَلدَّائِمَةَ‌، وَ أَنْقَذَكَ مِنْ عَذَابِهِ اَلدَّائِمِ‌، فَإِحْسَانُهُ إِلَيْكَ [أَضْعَافُ‌] أَضْعَافِ جِنَايَتِهِ عَلَيْكَ فَإِمَّا أَنْ تَعْفُوَ عَنْهُ جَزَاءً عَلَى إِحْسَانِهِ إِلَيْكَ‌! لِأُحَدِّثَكُمَا بِحَدِيثٍ مِنْ فَضْلِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ خَيْرٌ لَكُمَا مِنَ اَلدُّنْيَا بِمَا فِيهَا، وَ إِمَّا أَنْ تَأْبَى أَنْ تَعْفُوَ عَنْهُ حَتَّى أَبْذُلَ لَكَ اَلدِّيَةَ لِتُصَالِحَهُ عَلَيْهَا، ثُمَّ أُحَدِّثُهُ بِالْحَدِيثِ دُونَكَ‌، وَ لَمَا يَفُوتُكَ مِنْ ذَلِكَ اَلْحَدِيثِ خَيْرٌ مِنَ اَلدُّنْيَا بِمَا فِيهَا لَوِ اعْتَبَرْتَ بِهِ‌. فَقَالَ اَلْفَتَى: يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ‌ : قَدْ عَفَوْتُ عَنْهُ بِلاَ دِيَةٍ‌، وَ لاَ شَيْ‌ءٍ إِلاَّ اِبْتِغَاءَ وَجْهِ اَللَّهِ‌ وَ لِمَسْأَلَتِكَ فِي أَمْرِهِ‌ https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/304860
🔗 تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه‌السلام روزی مردی نزد امام علی بن الحسین علیهماالسلام آمد و قاتل پدرش را همراه خود آورد؛ آن مرد به قتل اعتراف کرد. امام علیه‌السلام حکم قصاص را بر او لازم دانست، اما به صاحب خون فرمود: بهتر است عفو کنی تا خداوند پاداشت را بزرگ گرداند. ولی گویا دل او به عفو راضی نمی‌شد. امام سجاد علیه‌السلام به آن مدعی (ولیّ دم) که حق قصاص داشت فرمود: «اگر این مرد بر گردن تو حقی دارد، به پاس آن حق از این جنایت درگذر و این گناه را بر او ببخش.» او گفت: «ای فرزند رسول خدا، بله، او بر من حقی دارد؛ اما این حق به اندازه‌ای نیست که بتوانم به خاطرش از خون پدرم بگذرم.» امام علیه‌السلام فرمود: «پس چه می‌خواهی؟» گفت: «می‌خواهم قصاص شود. مگر آنکه او به خاطر حقی که بر گردنم دارد از من بخواهد که به دیه راضی شوم؛ در آن صورت مصالحه می‌کنم و از خونخواهی می‌گذرم.» امام فرمود: «این حق او بر تو چیست؟» گفت: «ای فرزند رسول خدا، او مرا با توحید خدا، نبوت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و امامت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و دیگر امامان علیهم‌السلام آشنا کرد.» امام سجاد علیه‌السلام فرمود: «این حق کوچک نیست که جبران خون پدرت را نکند! آری، به خدا سوگند، این حق به اندازه‌ای است که اگر در برابر خون تمام مردم زمین از اولین تا آخرین قرار داده شود، باز هم کفایت می‌کند؛ جز خون پیامبران و امامان علیهم‌السلام که هیچ چیز جای آن را نمی‌گیرد. آیا اکنون حاضری به دیه راضی شوی؟» گفت: «بله.» پس امام علیه‌السلام رو به قاتل کرد و فرمود: «آیا پاداش تعلیم ایمان به او را به من می‌بخشی تا من دیه را به تو بدهم و از قصاص برهی؟» قاتل گفت: «ای فرزند رسول خدا، من به آن پاداش نیازمندترم و تو بی‌نیازی؛ زیرا گناهانم بزرگ است. افزون بر آن، گناه قتل این مقتول میان من و خود اوست، نه میان من و این ولیّ دم.» امام علیه‌السلام فرمود: «پس ترجیح می‌دهی به قتل تسلیم شوی تا اینکه پاداش آن تعلیم را واگذار کنی؟» گفت: «آری، ای فرزند رسول خدا.» آنگاه امام علیه‌السلام به صاحب خون فرمود: «ای بنده خدا، میان این دو را بسنج: از یک سو گناهی که او در حق تو کرده، و از سوی دیگر نعمتی که به تو رسانده است. او پدرت را کشت و تو را از لذت همراهی با او در دنیا محروم کرد، ولی در مقابل اگر صبر کنی و تسلیم فرمان خدا شوی، همراه پدرت در بهشت خواهی بود. افزون بر آن، او ایمان را به تو آموخت و به سبب آن بهشت جاویدان را برایت تضمین کرد و تو را از عذاب جاوید رهانید. پس احسانش به تو چندین برابر بیشتر از جنایتی است که در حق تو کرده است. اکنون یا به پاس احسانش، از او درگذر تا من حدیثی از فضیلت پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برایتان بگویم که از دنیا و هر چه در آن است برایتان بهتر خواهد بود. و یا اگر نمی‌خواهی عفو کنی، من دیه‌اش را می‌پردازم تا با او مصالحه کنی، سپس آن حدیث را تنها برای خودش نقل می‌کنم و تو محروم خواهی شد؛ در حالی‌که آنچه از این حدیث از دست می‌دهی، بهتر از دنیاست و آنچه در آن است، اگر پند بگیری.» جوان (ولیّ دم) گفت: «ای فرزند رسول خدا، من به خاطر خدا و به احترام درخواست شما از او گذشتم؛ بی‌آنکه دیه‌ای بگیرم یا چیزی بخواهم.»