💰دعای ثروت حضرت سلیمان
🌗 هرکس بدنبال روزی بی حساب است در بین الطلوعین این ذکر را زمزمه کند روز هفتم به اذن خدا ...
👌#متاسفانه این دعا به قدری قویه که فرزندان هم تا ۷ نسل ثروت باقی میمونن
❌و برای همین هیچوقت در دسترس عموم نبوده و ما هم مجبوریم زود پاکش کنیم 👇
https://eitaa.com/joinchat/3594780903C1647ff78d8
۳ آذر ۱۴۰۳
هدایت شده از تبلیغات گسترده ریحون
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چه حوصله ای داری ریشه ای موهای #سفید تو هر ماه رنگ میکنی 😫😫
فقط کافیه تا دو ماه هر هفته اینا رو که اینجا گذاشتم 👇👇 اسپری کنی رو ریشه موهات
برای همیشه از شر موهای #سفیدت راحت میشی😍😍😍
http://eitaa.com/joinchat/4101111829C3c35eb5b6e
دعای خیر برای من یادت نره 🙏🙏
۳ آذر ۱۴۰۳
اگه میخوای مو های زائد بدنت برای همیشه از بین بره و دیگه پول لیزر ندی😳
پس آموزشش رو تو این کانال یاد بگیر👇
http://eitaa.com/joinchat/4101111829C3c35eb5b6e
برای همیشه از شر موی بدن خلاص شو👏
۳ آذر ۱۴۰۳
هدایت شده از تبلیغات گسترده ریحون
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دلت از این ویدیو های آسمرفود خوشمزه میخاد😍🤤♥️
دنیای فیلمای موکبانگ ایرانی و خارجی 🍕🧡
هر روزی کلی ویدیو های خوشمزه میزاره 🤤🌮
https://eitaa.com/joinchat/567345243Cbb0fcc3cb5
https://eitaa.com/joinchat/567345243Cbb0fcc3cb5
اگه به موکبانگ علاقه داری حتما یه سربزن😉☝️
۳ آذر ۱۴۰۳
😳#داستان_عجیب_مرگ_در_غسالخانه!
مردی بهخاطر بیخوابی، نزد یک رمال رفت. وقتی رمال او را دید، گفت برای رهایی باید به یک غسالخانه برود و از غسال بخواهد او را روی تخت غسالخانه غسل دهد.
او تأکید کرد مشکل مرد جوان حل میشود و میتواند به راحتی بخوابد. مرد جوان راهی غسالخانه شد. آن روز، جسد مردی راکه جانش را از دست داده بود برای غسل و شستوشو به غسالخانه آورده بودند و مرد غسال سرگرم شستوشوی جنازه بود. وقتی مرد جوان رسید، غسال از او خواست روی تخت دراز بکشد تا او را هم غسل دهد. وقتی همهچیز برای اجرای نسخه رمال آماده بود، غسال به طرف مرد جوان رفت تا او را شستوشو دهد که ناگهان...
👈ادامه داستان👉
۳ آذر ۱۴۰۳
اسمم لیلاست طی یه برخورد تصادفی متوجه شدم صاحب یه خواهر دوقلو هستم😱
خواهری که تا اون سن و سال ازش بیخبر بودم، اون موقع تازه سه سال بود که مادرمو از
دست داده بودم و بابامم با یه زن جوون ازدواج کرده بود و سر زندگی خودش بود.همه چیز از زمانی شروع شد که من و خواهرم تصمیم گرفتیم بدون اینکه کسی بفهمه برای مدتی جامونو با هم عوض کنیم تا طعم زندگی همدیگه رو بچشیم و منی که اونقدر تو اون مدت کوتاه به خواهر دوقلوم علاقه مند شده بودم که فکر میکردم اون امن ترین آدم زندگیمه ولی خیلی زود اتفاقاتی افتاد که تازه فهمیدم تو
چه هچلی افتادم و خواهرم چه افریطه ای بوده...👇🔥😱❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/1607663650C9de7ed0eea
داستان زندگی من با هرچی داستان خوندید متفاوته مطمئنم از خوندنش انگشت به دهن میمونید🤭
۳ آذر ۱۴۰۳