شما که غریبه نیستین یه شبایی تو زندگی هست که آدم تا خرخره پر از نیازه، نیاز به شنیدن و قضاوت نشدن، نیاز به دستی که از این لجن تنهایی نجاتش بده، هر آدمی که اون شب رو تنها بگذرونه، از فرداش یه آدم کاملا جدیده..
و یادت بماند عزیزِ من؛
او میدانست بیش از توانت رنج میکشی اما نخواست تسکینت دهد.!
همیشه ما از سمت اون آدمی زخم میخوریم که بهش گفته بودیم چه چیزایی خیلی اذیتمون میکنه..:)
کم دوست داشتن را بلد نیستم!
تمام زخمهای من، از دوست
داشتنهای زیاد من است.:)
یه جملهی خیلی قشنگ
تو یه کتاب خوندم که نوشته بود:
« همه چیز برای کسی که میداند
چگونه صبر کند،
به موقع اتفاق میافتد.»
خلاصه که ریلکس باش،
ببین بشنو، بگذر ...
جدی نگیر
و یادت بمونه که
گاهی صبر خود تلاشه.!