چهارخونه
««حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است» محسن چاوشی |@launcher8|
با اینکه من چندان صدا و سبک این مدلی دوست ندارم ولی نمیتونم موزیک رو قطع کنم. محتوا داره. یک محتوای واقعی.
چهارخونه
««حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است» محسن چاوشی |@launcher8|
صبر چگونه میکنی؟
بر این همه جفا علی؟
بغض چگونه میخوری؟
یاد بده به ما علی..
چهارخونه
««حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است» محسن چاوشی |@launcher8|
آه امام اولین
بگو به منجی زمین
تمام دل شکستگان
منتظرند بعد از این
🆙 متن قابل توجهی هست :
https://eitaa.com/Politicalhistory/10218
- بعد از خوندن متن بالا، این متنها هم گوشهی ذهن ما باشه :
https://eitaa.com/Komiter/1842
https://eitaa.com/Komiter/1844
https://eitaa.com/pargarbsavad/283
- این رو هم در نظر بگیریم :
https://eitaa.com/Komiter/1830
هدایت شده از مُتَرَصِّد نوشت
بیست و یک اسفند 1405_ ساعت 12 نیمه شب
خیابان اشرف پهلوی(امام سابق) سوت و کور است. تیر چراغ برق نفس نفس میزند و برای روشنایی جان به تن ندارد.
چند جوان مست از بار کوچه 22 خارج میشوند و قهقهشان به آرامش خیابان خنج میزند.
باد لای ستونهای ساختمانهای مخروبه بازیاش گرفته و سروصدا راه میاندازد.
گرد مرگ به شهر پاشیدهاند.
از آخرین باری که هجده استانمان بعد از جدایی به خاک و خون غلتید، چیزی جز خرابه عایدی خیابانهامان نیست.
تنها نشان از تجدد همین بارها و کلوپهای رقص است که سروکلهشان از گوشه گوشه شهر پیدا شده تا غرقِ ساز و دهل، یادمان رود چه کلاه گشادی بر سرمان رفته.
انگار همین دیروز بود که مردم تا نیمه شب در خیابانها فریاد خونخواهی سر میدادند و لشگریان علی(ع) به پشت خیمه معاویه رسیده بودند.
انگار همین دیروز بود که در چند قدمی بزرگترین پیروزی نور بر تاریکی در چند سده اخیر بودیم.
انگار همین دیروز بود که دستمان تنها کمی تا چیدن میوهی ظهور حجت خدا فاصله داشت.
مردم که خسته شدند. ایست بازرسیها که بمباران شد. خیابانها که خلوتشد. کفتارها بیرون ریختند.
به خاک و خون کشیدند. تمرکز فرماندهان را از سنگرهای بیرونی به داخل خانه معطوف کردند و مدیریت جنگ سخت شد.
مردم که یادشان رفت حضور شبانهشان با تسبیحهای آویزان از سر انگشتان همان قنّاصه به دستی پشت خاکریز است، دیگر موشکها نقطه زن نبودند و درگیری خیابانی خنجری از پشت بود بر پیکره سربازان وطن.
اری انگار همین دیروز بود که سرنوشت جهان به دستان ما بود.
🖋️ مُتَرَصِّدنوشت
@motarasednevesht
هدایت شده از مُتَرَصِّد نوشت
این متن رو هر وقت حس کردی انگیزه برای خیابون رفتن نداری و خستهای بخون، شاید تصور دنیایی که میخوان برامون بسازن به زانوهات توان ادامهدادن بده.
@motarasednevesht
هدایت شده از مُتَرَصِّد نوشت
یادته همیشه میگفتی:
من باید چیکار کنم؟
تو عرصه دشمنی با آمریکا چه کاری از دستم برمیاد؟
رسالتم رو چطور پیدا کنم؟
چطور بفهمم برای چه کاری ساخته شدم.
❌ این روزها فرقی نداره چند سالته
زنی یا مرد
بیسوادی تا تحصیلکرده
جیبهات از پول پره یا خالی
همه عمر دنبال تخصص بودی و هدفت رو میشناسی یا اندر خم پیدا کردن هدفی
✅ وظیفهات کاملا مشخصه✅
⚠️ این شبها میدانِ تو خیابونه.
اسلحه دستت اون تسبیحیه که با هر بار ذکر گفتن یه تیر میشه به قلب ظلمت.
اراده و شجاعتت با جا نزدن و عرصه رو خالی نکردن معنا میشه.
❌ دشمنی که از مقابله با موشکهای ما عاجز شده میخواد از کوچه و خیابونهامون سردربیاره.
شاید تو شبهای پیشرو، خیابونها ناامن بشه.
شاید تجمعاتمون رو بمبارون کنه
شاید با انتحاری، قمهکشی و یا هر خباثت دیگهای سراغمون بیاد
اما یادت نره اگر بترسیم و جا بزنیم چیزی درست نمیشه.
خونههامون تو کشوری که تجزیه میشخه جای امنی برامون نخواهد بود.
⚠️ ما میتونیم کف میدونِ خیابون اندکی هزینه بدیم اما به بزرگترین پیروزی دست پیدا کنیم و درس بزرگی به دشمن بدیم
یا بریم تو خونههامون و با تجزیه، نابودی حکومت شیعی و لگدمال شدن زیر پای سربازان دشمن هزینه بدیم.
🖋️ مُتَرَصِّدنوشت
@motarasednevesht
دشمن هم واقعا عقل ندارهها. برگشتن این همه گفتن که آره خیابون خلوت شده (صرفاً به خاطر شبهای قدر بود که جمعیت کمتر شده بود اما هنوز تعداد قابل توجهی تو خیابون بودن!) وقتشه بریزیم تو خیابون. برگشتن گفتن ما خیلی صبوریم و این صبر ما داره جواب میده. مردم هیجان زده بودن اولش. الان هیجانشون خوابیده. و از این چرت و پرت ها.
میگم دیگه. احمقه. چون نمیدونه این حرفها تأثیر عکس میزاره روی ما. :))) ما بیشتر میریزیم توی خیابون. بیشتر خونمون برای دفاع از وطنمون به جوش میاد! بیشتر دلمون میخواد بزنیم تو دهنشون. فکر کردن ما میترسیم!
هدایت شده از باتربیت
«وَإِن جَاهَدَاكَ عَلَىٰ أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا ۖ وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا» (لقمان/۱۵) «و اگر آن دو (پدر و مادر) تلاش کنند که تو چیزی را شریک من قرار دهی که از آن آگاهی نداری، از آنان اطاعت مکن، ولی با آنان به طرز شایستهای رفتار کن...»
📸 پیام یکی از همراهان کانال را مطالعه بفرمایید! مرز میان احترام به والدین و تکلیف الهی کجاست؟
👈 قرآن در سوره لقمان یک خطکش دقیق به ما معرفی میکند: اگر پدر و مادر خواستند تو را از دستور خدا نهی کنند، حق نداری اطاعت کنی! اما بلافاصله میفرماید (وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا)؛ یعنی حق پرخاش و بیاحترامی هم نداری.
👈 ما عادت کردهایم واجبات خدا را فقط در نماز و روزه ببینیم. اما شرکت در این تجمعهای شبانه و دفاع از نظام اسلامی، عین نماز و روزه واجبِ خداست. بلکه واجبی است که ترک آن عواقب بسیار بدتری از مثلاً نماز نخواندن دارد! نماز و روزه را میشود قضا کرد، اما پشت نظام اسلامی را خالی کردن حتی ادای قضا هم ندارد و نمیتوانیم فردای آن روز به جا بیاوریم!
نکته اصلی نیز این است که کمی غرورمان را کنار بگذاریم و به نوجوانمان بگوییم که اگر فردا روزی، منِ پدر یا مادر، تو را از کاری که خدا فرموده بود نهی کردم، نباید به حرف من گوش دهی! دقیقاً طبق آیه شریفه قرآن.
باتربیت | عضویت در کانال تخصصی تربیت نوجوان:
https://eitaa.com/joinchat/1114637654Cb2deca9295