eitaa logo
چهارخونه
120 دنبال‌کننده
131 عکس
26 ویدیو
0 فایل
‌ ‌روزمره. ‌‌ https://daigo.ir/secret/11648313861
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مثلا میخوام عکس العملی نشون ندم و فقط متن‌ها رو بخونیم؛ ولی این یکی خیلی کوتاه و ضربتی بود.
چهارخونه
تصور کنید یک داستان نوشتید. شخصیت اصلی داستانتون، از شخصیت خودتون الهام گرفته شده. صفحه آخر داستانش
شما: هی، قرار نیست همه‌چیز طبق مراد پیش بره؛ قرار نیست همه‌چیز تمام و کمال باشه؛ زندگی سختیای خودشو داره. فقط باید سعی کنی همین مشکلات رو آروم و پیوسته از بین ببری، بدون عصبانیت. از لحظه به لحظه زندگی‌ت نهایت استفاده رو بکن، چون دوباره به این زمان قرار نیست برگردی. یکمی هم تلاش کن که احساسات رو بروز بدی، خشمت رو تو خودت دفن نکن. درضمن، انقدر جامعه‌گریز نباش. ___________
چهارخونه
تصور کنید یک داستان نوشتید. شخصیت اصلی داستانتون، از شخصیت خودتون الهام گرفته شده. صفحه آخر داستانش
شما: سلام به تو، می‌دانم تمام این مسیر برایت آسان نبود. می‌دانم خیلی وقت‌ها دلت گرفت، بغض کردی و هیچ‌کس نفهمید. می‌دانم شب‌هایی بود که فقط با اشک خوابت برد. اما باور کن، همین که این‌همه زخم را تحمل کردی و هنوز ایستاده‌ای، یعنی قوی‌تر از چیزی هستی که فکر می‌کنی. من دلم می‌خواست دستت را بگیرم، کنارت باشم و بگویم "تمام می‌شود." شاید هنوز تمام نشده باشد، اما قول می‌دهم که این درد هم روزی آرام می‌گیرد. تو شبیه درختی هستی که هرچقدر باد بوزد، باز هم ریشه‌هایش محکم است. اگرچه این داستان به آخر رسیده، ولی زندگی تو ادامه دارد. لطفاً یادت بماند: حتی اگر همه جا تاریک شد، همین قلب کوچک تو می‌تواند چراغی روشن کند. دوستت دارم و بهت افتخار می‌کنم. 🌙 ___________
چهارخونه
تصور کنید یک داستان نوشتید. شخصیت اصلی داستانتون، از شخصیت خودتون الهام گرفته شده. صفحه آخر داستانش
شما: مثلا میخوام عکس العملی نشون ندم و فقط متن‌ها رو بخونیم؛ ولی این یکی خیلی کوتاه و ضربتی بود. میشه بگی درمورد کدوم متن اینجوری گفتی ؟ کدوم کوتاه و قشنگ بود ___________ این پیام رو توی ناشناس دیدم یه لحظه خنده‌ام گرفت بعد غصه‌ناک شدم و در مورد اون گفتم. و منظورم این بود که بعد اون همه متن که نسبتا ملایم بود این خیلی تیز و مستقیم گفت بمیر، شوکه شدم سرش انقدر که نتونستم عکس العمل نشون ندم و استیکر نفرستم.
چهارخونه
تصور کنید یک داستان نوشتید. شخصیت اصلی داستانتون، از شخصیت خودتون الهام گرفته شده. صفحه آخر داستانش
شما: ولی +(اسم اون شخصیت) نکنه راه رو اشتباه رفتیم؟ نکنه بیشتر باید تلاش میکردی. بیشتر میموندی. بیشتر دعا میکردی. بیشتر حرف میزدی بیشتر میخندیی. بیشتر بیشتر بیشتر میدرخشیدی... قوی عبارت مناسبی برای تو نیست. نمیخوام ناامیدت کنم اما تو پایان خوشی داشتی و من... من پایان بدی دارم. رقت انگیز... پایان که چه عرض کنم. بی نهایت. یک انسان بی نهایت که متعلق به هیچ چیز نیست. متعلق به هیچ چیز. و بله رسیدم به کلمه مقدس پایان. . یونا ___________
چهارخونه
تصور کنید یک داستان نوشتید. شخصیت اصلی داستانتون، از شخصیت خودتون الهام گرفته شده. صفحه آخر داستانش
شما: هیچوقت نا امید نشو هیچوقت به حرف های چرت بقیه اهمیت نده اگه براشون مهم نیستی ، سعی کن اوناهم برات بی ارزش باشن و روی خودت تمرکز کن🍒 ___________
چهارخونه
تصور کنید یک داستان نوشتید. شخصیت اصلی داستانتون، از شخصیت خودتون الهام گرفته شده. صفحه آخر داستانش
شما: سلام. متأسفانه عمرت در این داستان به پایان رسید... اما نگران نباش. من هم یه داستان دارم. (نمیدونم چرا اینقدر دارک شد) ___________
چهارخونه
تصور کنید یک داستان نوشتید. شخصیت اصلی داستانتون، از شخصیت خودتون الهام گرفته شده. صفحه آخر داستانش
شما: شاید اون سوالی که خیلی وقته درگیرش بودی جوابش این باشه معنای زندگی اینکه دنبال معنای اون نباشی بلکه زندگی کنی همین! ___________