- مرگ در این سفر تقریباً مثل پیاده شدن از یک وسیلهی نقلیه میمونه. در طی یک مراحلی از جسم پیاده میشیم و سفر رو ادامه میدیم.
- بعد از مرگ، مسیر این سفر شکل متفاوتی به خودش میگیره. یکی از قوانین سفر این هست که باید قبل از رسیدن به ایستگاه مرگ، کوله بار ادامهی سفر رو بسته باشی. باید رشدت رو کرده باشی. باید خودت رو آمادهی ادامهی این سفر کرده باشی.
- در "دنیا" باید تعیین کنیم جایگاه ما برای ادامهی مسیر کجاست. و باید نقشهی راه خودمون رو مشخص کرده باشیم. نقشهی ادامهی زندگی ما.
- به مقیاسهای نقشهها دقت کردید؟ چیزی که مشخص میکنه ابعاد حقیقی این نقشه چه اندازهست. مثلا هر یک سانتی متر در یک سانتی متر این نقشه، یک متر در یک متر روی زمینه. نقشهی ادامهی زندگی ما هم همینطوره. هر لحظه و هر دقیقهاش یک بخش بزرگی از ابدیته! به خاطر همین کوچک ترین اثرهایی که روی نقشه میزاریم مهمه!
وای خدایا، چیز به این مهمی رو از کجا بفهمم چطور بکشم؟ از چه وسیله هایی برای کشیدنش استفاده کنم؟ از چه وسیله هایی استفاده نکنم؟ کدوم نقش و طرح بهترینه؟ ولم نکردی که خودم رندوم یه طرحی بزنم و تهش پشیمون بشم؟
- خدا این همه این سفر رو با جزئیات نساخته که تهش بدون هیچ راهنمایی ما رو رها کنه. برای ما دین و بهترین آفریدههای خودش رو فرستاده. تا ما رو آگاه کنن.
- دین و بهترین آفریدههای خدا، ما رو از حقایقی که آفریننده و پرورش دهندهی این مسیر بهتر از هرکسی میدونه، آگاه میکنن!
ما مسافریم. ما نیومدیم فقط تو این دنیا بمونیم، بعدم هیچ و پوچ. سفر ما تا ابدیت ادامه داره! باید براش آماده بشیم..