یجورایی سبک عملکرد اکثر چیزهایی که ساختن برای نابود کردن یه چیزی تو وجود انسانه. در نتیجه هرچی فکر میکنم اگه میخوایم یه چیز متناسب با وجود انسان بسازیم، نمیتونه یه چیزایی شبیه اینستاگرام و یوتیوب باشه!
اگر قرار هست با فطرت انسانی بخونه، باید متفاوت باشه. نباید به طور کامل الگوی اون ها رو پیاده کرد.
میشه از کارهاشون ایدههایی گرفت. اما باید به این توجه کرد که چطور ایدهها رو با فطرت و وجود انسان به شکلی جور کرد که به جای آسیب زدن بهش، اون رو تو مسیر پیشرفت بده. تا یک جایی ما میتونیم با کسب آگاهی خودمون رو از آسیبها دور کنیم. وقتی یک سیستمی کلش برای آسیب زدن ساخته شده که نمیشه همینطور فقط به دفاع پرداخت. یه جایی ما باید برای اصلاح کامل حمله کنیم.
اکثر محتواها و رسانهها با ذات و فطرت انسان نمیخونه. انگار فقط پوسته ای گول زننده روی یک ماشین رنده کردن روح کشیدن.
و بهمون آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه. آسیب میزنه.
میرسه به اونجایی که یهو خودمون رو میبینم که داریم شونصد قسمت فیلم و سریال و انیمه و انیمیشن میبینم برای اینکه حس ناکافی بودن، حس هدف نداشتن، حس موفق نبودن، حس به جواب نرسیدن، حس تنهایی، حس درک نشدن، حس گم شدن، حس شنیده نشدن و ... رو برای مدتی فراموش کنیم و این احساسات و افکار انقدر مثل مته تو مغز ما همه جا رو سوراخ سوراخ نکنن.
فقط با چیزهای موقتی خودمون رو آروم میکنیم. و بعد وقتی دوباره اون احساسات یه گوشه ما رو گیر انداختن هیچ سپری نداریم از خودمون در مقابلشون دفاع کنیم.
اینا چیزاییه که وقتی گندش مثل موضوع اپستین در میاد مردم تازه متوجه میشن چه کلاهی که سرشون نرفته.
حالا بیا و این روح متلاشی شده رو درست کن..
به خاطر همین مهمه که به فکر باشیم زیرساختهای اینترنتی درست حسابی تو کشورمون داشته باشیم که از قضا با فطرت انسان هم همخونی داشته باشه. آرامش روان لازم داریم.
ناراحت و کلافه هستم از نبود دسترسیها و محیطهای سالم و همزمان از اینکه سر این موضوع ناراحت و کلافهام ناراحت و کلافه هستم.
خلاصه که جا داره اگه کاری میتونیم بکنیم، کاری انجام بدیم. چون به نظر نمیاد همه به فکر باشن. شعار نمیدم، اگه قراره چیزی تغییر کنه ما باید براش پیش قدم بشیم و کاری کنیم.
⌛️ ؛ پایان قسمت اول.
🗒 ؛ خبر از نگاه ما
دیروز قضیهی باز شدن تنگهی هرمز بسیار یهویی افتاد بغلمون. همه شوکه شدیم و حس میکردیم که اتفاقی که نباید میافتاد، افتاده.
ماجرا چی بود؟
از همون اول هم قرار بود که در زمان آتش بس تنگه رو باز کنیم. ولی چون اسرائیل با ادامه دادن حمله به لبنان شروط اصلی ما رو برای آتش بس نقض کرد، ما هم تنگه رو سفت و سخت چسبیدیم. تا همین اواخر که بلاخره آمریکا قلادهی سگش رو کشید و بهش گفت وحشیگریت رو کنترل کن.
حالا اینکه مسؤلین مربوطه باید اول با ما در مورد باز شدن تنگه حرف میزدن و بهمون اهمیت بیشتر و بهتری نشون میدادن و این موضوع که شاید حرکت بهتری بود که به خاطر آسیبهایی که به لبنان خورد و اونها انقدر لفت دادن رعایت تمام شروط رو بهتر بود ما هم باز کردن تنگه رو لفت میدادیم و آیا اصلا خود مسئله باز کردن تنگه از همون اول ماجراهای آتش بس درسته یا نه و هزاران موضوع دیگه به کنار-
باز هم مثل همیشه تنها جایی که به نگرانیهای ما درست حسابی تر اهمیت داد و برامون یک توضیح واضح تری نوشت، نیروی دریایی سپاه بود. مثل موقع جنگ، سعی کردن تا جاییکه دستشون بازه برامون شفاف کنن.
توضیح رو وقتی در کنار این حقیقت نگاه میکنیم اوضاع ذهن عصبانیمون یکم آروم تر میشه. تنگه هرمز همینطوری الکی باز نشده و هرکی به هرکی نیست و قانون خودش رو داره.
هرچند هنوز هم اون بندی که در مورد نقدها و سوالهاست پا بر جاست و باید مطالبه بشن. اما فکر میکنم این بخش ماجرا رو هم باید ببینیم تا با ذهن آروم تری شرایط رو درک کنیم.
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام فرمانده کل قوا به مناسبت بیست و نهم فروردین ماه، خجسته زادروز ارتش جمهوری اسلامی ایران.pdf
حجم:
134.7K
📖 #کتابچه | پیام فرمانده کل قوا به مناسبت بیست و نهم فروردین ماه، خجسته زادروز ارتش جمهوری اسلامی ایران | ۲۹/فروردین/۱۴۰۵
🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62811
📲 @rahbar_enghelab_ir
چهارخونه
📖 #کتابچه | پیام فرمانده کل قوا به مناسبت بیست و نهم فروردین ماه، خجسته زادروز ارتش جمهوری اسلامی ای
امام خامنهای: «براستی ارتش فرزند ملت است و از دل خانههای مردم برمی آید.»