علم شیمی میگه یه حبه قند یک مادهی پیوسته نیست. از ذرات کوچک تری تشکیل شده که کنار هم قرار گرفتن یه عالمه از اونها ماده رو تشکیل میده.
وقتی حبه قند رو بندازیم تو دریا چی میشه؟
ذرات درون حبه قند [همون ساکاروز خودمونه که ممکنه اسمش رو شنیده باشید] که کنار ۷ با ۲۱ تا صفر از همنوع های خودشون قرار گرفتن، با آب پیوند هیدروژنی میدن و از هم شکلهای خودشون فاصله میگیرن. تصور کنید که انگار ساکاروزها با آبها دست دوستی میدن و از همنوع های خودشون فاصله میگیرن. و به این شکل قند توی آب حل میشه.
دریا با اون وسعتش با همین یک دونه حبه قند شیرین نمیشه.
اما آیا این به این معنیه که ذرات اون حبه قند درون آب دریا وجود نداره؟
ریاضی میگه مهم نیست عدد مخرج چقدر بزرگ تر از عدد توی صورته، تا وقتی که صورت صفر نباشه، حاصل این عبارت ریاضی هیچوقت صفر نمیشه.
یه مفهومی هست به اسم آنتروپی که از قانون دوم ترمودینامیک میاد.
میگه سیستمها [اینجا یعنی آب و حبه قند مهربون که توی آبه] به سمت بینظمی (آنتروپی) بیشتر میرن. ذرات قند بعد از حل شدن، به خاطر حرکت براونی و جریانهای داخل دریا، میل دارن که تو کل حجم در دسترسشون پخش بشن. [کل آب دریا]
در نتیجه، بعد از گذشت مقدار زمان کافی، هر قطره از آب دریا سهم بسیار ناچیزی از اون حبه قند رو توی خودش خواهد داشت.
دریا، نسبت به قبل از افتادن حبه قند داخلش، شیرین شده.
اما ما به دلیل محدودیت در گیرندههای چشاییمون طعم شیرینی رو حس نمیکنیم. چون جوری هستن که باید غلظت یک ماده [تعداد ذرات اون ماده] از یک حدی بیشتر باشه تا دکمه آستانه غلظت گیرندهها فشار داده بشه و اونها سیگنال «دارم یه چیز شیرین میخورم» رو بفرستن به مغز.
با انداختن حبه قند مهربون توی دریا، ما هویت شیمیایی دریا رو تا ابد تغییر دادیم.
دریا حالا شیرینتر شده، نه به این معنا که مزهاش تغییر کرده، بلکه به این معنا که الان دارای ذراتی هست که قبلاً نداشته.