ریاضی میگه مهم نیست عدد مخرج چقدر بزرگ تر از عدد توی صورته، تا وقتی که صورت صفر نباشه، حاصل این عبارت ریاضی هیچوقت صفر نمیشه.
یه مفهومی هست به اسم آنتروپی که از قانون دوم ترمودینامیک میاد.
میگه سیستمها [اینجا یعنی آب و حبه قند مهربون که توی آبه] به سمت بینظمی (آنتروپی) بیشتر میرن. ذرات قند بعد از حل شدن، به خاطر حرکت براونی و جریانهای داخل دریا، میل دارن که تو کل حجم در دسترسشون پخش بشن. [کل آب دریا]
در نتیجه، بعد از گذشت مقدار زمان کافی، هر قطره از آب دریا سهم بسیار ناچیزی از اون حبه قند رو توی خودش خواهد داشت.
دریا، نسبت به قبل از افتادن حبه قند داخلش، شیرین شده.
اما ما به دلیل محدودیت در گیرندههای چشاییمون طعم شیرینی رو حس نمیکنیم. چون جوری هستن که باید غلظت یک ماده [تعداد ذرات اون ماده] از یک حدی بیشتر باشه تا دکمه آستانه غلظت گیرندهها فشار داده بشه و اونها سیگنال «دارم یه چیز شیرین میخورم» رو بفرستن به مغز.
با انداختن حبه قند مهربون توی دریا، ما هویت شیمیایی دریا رو تا ابد تغییر دادیم.
دریا حالا شیرینتر شده، نه به این معنا که مزهاش تغییر کرده، بلکه به این معنا که الان دارای ذراتی هست که قبلاً نداشته.
باز هم شیرینی دریا برای ما حس نمیشه. اما مقدار ذرات قندی توی دریا دو برابر شده.
و اگه برداریم کل خانواده و جد و آباد و دوست و همسایههای حبه قند رو بریزیم توی دریا، اونقدری که غلظت به شکل قابل توجهی زیاد بشه، میتونیم کم کم حتی طعم دریا رو شیرین کنیم!
همهی این بالا پایینها و اصطلاحات علمی رو شنیدیم و دیدیم، تا بگم موضوع ما اصلا در مورد حبه قند و دریا و علم چقدر جالبه نیست.