تو میدونی که آره، من این ژانر رو دوست ندارم. من این سبک داستانی رو دوست ندارم. خوشم نمیاد. سلیقهی من نیست.
ولی بعد یک مدت، ممکنه بری سراغشون.
این اثری هست که دیدن اون ویدئوها گذاشته. ما رو تشویق کرده بریم سراغ یک کتابی که ازش خوشمون نمیومد. ما رو متمایل کرده به اون.
البته که این قضیه هم کاملا بد نیست!
اگه تشویق کنه ما بریم کتاب خوب، مناسب و بدون محتواهایی که به ذهن ما در طول زمان آسیب میزنه بخونیم چرا که نه؟
ولی آیا همیشه همینطوره؟ همیشه کتاب مناسب معرفی میشه؟ همیشه کتاب ها محتوای کاملا سالم دارن؟ همیشه ما مینشینیم دقیق بشیم که کتاب داره چه محتوایی به ما تقدیم میکنه؟
همونطور که میبینیم بعضی از این ویدئوها رو کتابفروشیها تولید میکنن. ایده خلاقانه برای معرفی و فروش کتاب هاشون.
آیا همهی کتابفروشها به این دقت میکنن که کتاب با چه محتوایی رو معرفی میکنن؟ یعنی تحت هیچ شرایطی ممکن نیست صرفاً فقط برای سود خودشون کتاب ها رو بدون توجه به محتوا معرفی کنن؟ بلاخره زندگی خرج داره. متاسفانه همه هم اینطور نیستن که به ذهن و روح بقیه توجه کنن. البته که بعضیا هم خودشون واقعا آگاه نیستن و معرفی میکنن. این قضایا همیشه میتونه دلایل مختلف داشته باشه که ما چند تاشون رو نام بردیم.
آگاه یا ناآگاه، محتوا خوب یا بد، آوازه و اسم یک سری کتاب شروع میشه به پخش شدن بین افرادی که کتاب میخونن و دنبال میکنن.
کی باید اینجا مراقب باشه؟ آفرین ما. ما باید مراقب باشیم که چه کتابی داره به ما معرفی میشه.
اینکه بیام تیتر بزنم «شاهکارهایی که اگه نخونی عمرت بر فناست 🤭» یا «بهترین کتابهای ژانر فلان 🔥» همیشه معنی این رو نمیده که ویدئو داره راست میگه!
گاهی صرفاً ترفندهای تبلیغه.
گاهی احساسات خود سازندهی ویدئوعه.
و گاهی، ترویجِ هدف دارِ یک سری خط فکری خاص توی کتاب های خاصه.
مجدداً تکرار میکنم که این همیشه بد نیست اگه واقعا محتوا به روح و روان شما کمک واقعی بکنه.
ما از مسکنهای کوتاه مدت برای آرام شدن درد یا خلأ هامون حرف نمیزنیم. کمک واقعی کمکی هست که مشکل رو واقعا حل کنه.
اما بعضی وقتها هم کتابهایی معروف میشن که محتواشون، محتوای خوبی نیست.
ما نباید اجازه بدیم ویدئوهای معرفی به همین راحتی باعث بشن سراغ هر کتابی بریم.
تجربهی تلخی که من اخیراً داشتم.
یه کتاب رمان که خیلی وقت بود میدیدم معروف شده رو شروع کردم خوندن. راستش اصلا مسئله «سلیقه من نیست» نبود.
از فضاسازی، توصیف مبارزات، شخصیت سازی و پیچیدگیهای داستانی و توانایی نویسندگی که توی داستان بود خوشم اومد و به نظرم نقطهی قوت داستان بود.
اما داستان زیرپوستی محتوای +۱۸ داشت. [کاملا 😐 شده بودم.] شخصیت اصلی زن و مرد همهاش داشتن لاس میزدن و شوخیهای جنسی میکردن. داستان سعی کرده بود کارهای شخصیت منفی داستان رو با «آخی گناه داره عجب زندگی سختی داشته» تطهیر کنه.
بعد میدونید کجا مغزم منفجر شد؟ اونجا که بعد از خوندن کتاب یدونه از همین ویدئوهای معرفی دیدم که نوشته بود «پسره حتی به بدن دختره اشاره هم نمیکنه»
و در عرض چند ثانیه تمام صحنههای داستان اومد جلوی چشمم و اینجوری بودم که اگه اون شوخیها و حرفها اشاره نیست پس چیه دقیقا؟ اصلا تعریف شما از اشاره چیه؟ نکنه من اشتباه فهمیدم؟
این رو تعریف کردم که بگم هیچکدوم ما از اثر تشویقی اون ویدئوها دور نیستیم.
اگه مراقبت نکنیم، میخونیم و خوشمون هم میاد. بعد بیا و درستش کن. به همین راحتی که نیست.. بعضی آسیبها تا مدتها اثرشون روی روان ما میمونه.
حواسمون به این باشه که چی داره به ما معرفی میشه که بریم بخونیم.
و حتی اگر ندونسته خوندیم، حتماً یک وقتی بزاریم و فکر کنیم که آیا محتوای کتاب درست بود؟ شخصیت ها چه کارهای اشتباهی کردن که نباید میکردن؟ کار درست چی بود؟ داستان چی میخواست بگه؟