eitaa logo
چهارخونه
310 دنبال‌کننده
367 عکس
110 ویدیو
10 فایل
‌ ‌حاشیه سفید کاغذ؛ جایی که وقتی داریم فکر می‌کنیم توش چیزی می‌نویسیم یا طرحی می‌کشیم. ‌ حاشیه سفید دنیا؟ ‌ چشم گردان کنج صحنه‌های زندگی. ‌‌ روزمره، هفته‌مره. ‌ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_u2effz&btn=چهارخونه
مشاهده در ایتا
دانلود
خلاصه که بالای چند بار به حذف ترم فکر کردم ولی دوستان اجازه ندادن لفت بدهیم و گفتند راه حل شما تنها توکل است. چیزی تا پایان این ترم نمانده. Let's keep going.
فقط ناراحتی که برام رفع نمیشه اونجایی که این همه زحمت میکشیم، گزارشکار مینویسیم، محاسبات مینویسیم، دامبولی دیشدوم هر استاد رو برای هر گزارشکار تحمل می‌کنیم [یکی میگه رو کاغذ A4 ، یکی میگه چاپی، یکی میگه فقط تئوری و روش کار، یکی میگه محاسبات دقیق، یکی میگه نمودار با اکسل. هرکسی یه سازی میزنه.] ولی تجربه عملی کسب نمی‌کنیم. یه کار عملی رو تئوری میخونیم. الان من بعد دو سال شیمی خوندن هنوز یه محلول رو تیتر نکردم..
چهارخونه
گزارشکار نوشتن واقعا جالب و دوست داشتنیه. هر سری قبلش وحشت می‌کنم ولی تو عمقش که فرو میری، حس تمرکز
دیشب بعد کلی تعریف کردن از گزارشکارها یه گزارشکار با یک همچین نتیجه‌ای داشتم. ساعت یک شب بود. توصیف کردن اون لحظه سخته. نمی‌دونم عصبانی بودم، حرص میخوردم یا خوشحال بودم هرچی هست داره تموم میشه.
یاد اون تست های پیدا کردن ریشه کسرها توی زمان کنکور افتادم. شونصد دقیقه وقت میزاشتی ریشه پیدا کنی یهو با نتیجه «این میعیدیلی ریشی نیدیرید» رو به رو میشدی. برو جمع کن خودتو یعنی چی ریشه نداری- اه.
چهارخونه
دیشب بعد کلی تعریف کردن از گزارشکارها یه گزارشکار با یک همچین نتیجه‌ای داشتم. ساعت یک شب بود. توصیف
شما: چقدر سخت و درعین حال جالب آخر سخت بودن شیمی دبیرستان اینه که بازده یک واکنش رو صد درصد به‌دست میاری غیرممکنه ولی یکبار پارسال یک سوال رو هممون همین جواب رو آوردیم و جواب درست بود رشته‌ت خیلی باحالههههه — دقیقا. دیگه هرچیزی سختی خودش رو داره، این هم این مدلیه. دوست داشتم براتون بگم که فکر نکنید هر روز با روپوش تو آزمایشگاه می‌نشینیم یه معجون صورتی درست میکنیم و تمام- اصلا بخش قابل توجهی از محلول ها طیف قهوه‌ای یا سفید یا بی رنگ داره و معمولاً چشم نواز نیست. بعدشم کلی داستان‌های مختلف دیگه تئوری که گفته شد. وای- 😂 جای نگرانی نیست، حتما شرایط مد نظر طراح سوال بیش از حد ایده‌آل بوده. ما هم از این مدل دردسرا ترم پیش سر آز معدنی۱ داشتیم. بازده درصدی رسوب رو ۳۰۰ درصد به دست آورده بودیم و مغزمون به چشم هامون می‌گفت «دا.. این دری وری ها چیه حواله می‌کنی؟»
گاهی آدم نمیتونه همه‌ی افکارش رو به اشتراک بزاره. به اندازه یک کتابخونه فکر می‌کنه ولی زمان و توان فقط اجازه میده یک صفحه از اون حجم زیاد منتشر بشه.
۳۱۳ به نیت لمس پرتوی از نور آخرین نور خالص خدا.
شب میخوابی صبح بیدار میشی میبینی دنیا چپکی شده. واقعا آدم از سرعت اتفاقات جا میمونه. اینکه تو این وضعیت باید درس و امتحان رو هم مدیریت کرد یه چاشنی دیگه برای اینکه عیارمون سنجیده بشه. خدایا به ما کمک کن.
ما که جنگ رو دوست نداریم. ولی با یه ذره فکر کردن میشه فهمید توافقی که بوی عقب نشینی بده چه نتایجی خواهد داشت. امیدوارم که من اشتباه فهمیده باشم.
هدایت شده از "کتاب‌خوانده"
این قسمت پایینی قیف دکانتوره. دو تا جامد بنزوئیک اسید و بتانفتول رو توی دی کلرو متان که یک حلاله حل کردن، الان قراره این دو تا جامد حل شده رو از هم جدا کنیم. اگه دقت کنید دو تا لایه محلول می‌بینید. لایه‌ی رویی محلول سدیم بی کربنات [جوش شیرین خودمون] هست و لایه پایینی دی کلرومتانی که بنزوئیک اسید و بتانفتول توش حل شدن. با چند تا حرکت دیگه میشه این ماده های حل شده رو از هم جدا کرد. تکونشون میدن، از هم جداشون میکنن، اسید میزنن، زیر هود میزارن تا حلال های فرار تبخیر بشن و یک سری بلا سرشون میارن تا خالص بشن. شبیه وضعیت ما انسان‌هاست. اتفاقات زیادی میوفته تا خالص بشیم. کم نیاریم. از بنزوئیک اسید و بتانفتول که کمتر نیستیم.