eitaa logo
چهارخونه
289 دنبال‌کننده
402 عکس
113 ویدیو
12 فایل
‌ ‌حاشیه سفید کاغذ؛ جایی که وقتی داریم فکر می‌کنیم توش چیزی می‌نویسیم یا طرحی می‌کشیم. ‌ حاشیه سفید دنیا؟ ‌ چشم گردان کنج صحنه‌های زندگی. ‌‌ روزمره، هفته‌مره. ‌‌ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_u2effz&btn=چهارخونه
مشاهده در ایتا
دانلود
شما: سلام ‌. حالتون چطوره ؟ راستش منم همین مشکل و برای ۱۸ سالگیم داشتم و حس میکردم بعد ۱۸ احتمالا همه چی قراره خیلی بزرگونه تر بشه . پس نشستم یه لیست نوشتم راجب همه کارایی که میتونم قبل ۱۸ سالگیم انجام بدم. شاید برای شما هم بدرد بخور باشه این راه حل ؛) — سلام و درود ~ قربون شما، خداروشکر نفسی میاد و می‌ره. شما چطوری؟ وای ایده های نوشتنی خیلی بامزه‌ان.
چهارخونه
شما: استادمون این موضوع رو با کنسرت آریانا گرانده بهمون درس داد عمرا دیگه یادم بره همیشه روش‌های عجی
شما: یک‌روز ویدیوشو حتما ضبط می‌کنم و توی چنل قرار میدم!(من همونیم که چند پیام بالاتر پیامشو از چنل فوروارد کردی^^) — مشتاقانه منتظرشم. :»
-
چهارخونه
یه بار یکی از دوستان گفت انگار بین نوجوانی و جوانی یک بازه سنی هست به اسم نوجوانی به جوانی. اونجا هم
شما: بزرگ‌ شدن خیلی ی چیز ناگهانی وقتی وارد نوجوونی میشی تا میای بهش عادت کنی به خودت میای و میبینی دیگه زمان زیادی به گذر از این دوران نمونده و قراره ی سری مسئولیت های سنگین رو همراه خودت حمل کنی که شاید قبلش فقط درباره شون خیال پردازی کردی ولی میبینی چقدر مسئولیت سنگینه حالا انگار فقط خودتی و خدای خودت ی شوک عظیم وارد میشه — دقیقا.
راست راست داره تهدید به بمب هسته‌ای می‌کنه. درسته که به خاطر وسعت ایران چنین تهدیدی تو خالی به نظر میاد. ولی تهدید وسط خبرهای توافق؟ والا ما که دیگه نمیدونیم به چه زبونی بگیم اینا قابل اعتماد نیستن. خودشون دارن نشون می‌دن که حرف زور و تهدید رو بهتر میفهمن.
چه لطافت دلنشینی توی اذان صبح هست. همه چیز در موردش رنگ و بوی دوست داشته شدن میده.
مطمئنم اگه حضوری بودیم، عاشق کلاس انس با صحیفه سجادیه می‌شدم. تحت فشار امتحان مجبور شدم سرسری بخونم و تمرکز کافی برای عمیق شدن نداشتم. ولی فقط چند بار مچ خودم رو وسط بغض کردن به خاطر تحت تأثیر قرار گرفتن در مورد مطلبی که خوندم گرفتم. چقدر بوسیدنی. چقدر لطیف. چقدر عمیق. چقدر پر از حس دوست داشته شدن. چقدر شگفت انگیز.
هدایت شده از Ultraviolence
چقدر دلم میخواست آسمانی شفاف و تمیز بالای سرم و زمینی سبز و با طراوت زیر پام بود تا در سکوت و همنوازی جیرجیرک و صدای شب روی علف ها دراز میکشیدم و تا وقتی خوابم ببره در دنیای ستارگان غرق میشدم. چقدر دلم برای ستاره ها تنگ شده.