جنگ خوشایند نیست. هزار و یک جور مسئله و دردسر زیر مجموعه هم با خودش داره. ولی بعضی تحمل کردن ها ارزشش رو داره.
درک میکنم. با تمام وجود سعی میکنم ترسها و ناراحتیها و استرسهای شما رو درک کنم. و همدردی میکنم.
بعضی شبها میشینم و به صاحب پشت اکانت ها فکر میکنم. هر کدوم داستان و زندگی تپندهای پشت خودشون رو دارن.
شنیدی میگن برگی از روی درخت بدون خواست خدا نمیوفته؟ برگ که هیچ، اتم و مولکولی هم بدون خواست خدا از جاش تکون نمیخوره. هستی به این عظمت رو از ریز و درشتش رو خدا مدیریت میکنه. اونم وجود حقیقی که تمام کمالات رو داره. حکمت، مهربانی، دانایی، آگاهی و ... .
میدونی رابطهی ما با خدا چه شکلیه؟ بهش میگن رابطهی احاطی. یک گل رو توی ذهنت تصور کن. برگهاش، گلبرگهاش، ساقههاش، تک تک آوندهاش، ریشههاش، رنگ و لعابش. توی ذهنت میبینی چطور همهی وجودش رو میبینی؟ و اگه لحظهای حواست رو ازش برداری کلا ناپدید میشه؟ چیزی شبیه به همونه.
خدا بر تمام وجود و هستی ما احاطه داره. همیشه با فکر کردن بهش تصور «همه جوره در آغوش کشیده شدن» رو پیدا میکنم.
حالا وجودی که یه اتم هم بدون خواستهاش تکون نمیخوره اینطور سال های سال تمام هستی و وجود ما رو احاطه کرده و مدیریت میکنه. این عظمت مراقب توعه و حواسش بهت هست. نترس.